سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

اتحاد القاعده و طالبان؛ پیوندی مصلحتی اما ناگسستنی

اتحاد القاعده و طالبان

۱۸ بهمن (دلو)  ۱۳۹۹ – ۶ / ۲/ ۲۰۲۱

اتحاد القاعده و طالبان؛ پیوندی مصلحتی اما ناگسستنی

علی رغمِ امضای توافق نامه ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ و تعهد طالبان در بخشی از این قرارداد برای قطع روابط خود با القاعده در ازای عقب نشینی و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، و همچنین با وجودِ جریان یافتنِ روند مذاکرات صلح؛ بازهم به نظر می رسد این گروه همچنان با القاعده در تماس بوده و از حمایت مالی، مشاوره ای و آموزشی آنها بهره می برند.

این دست حمایت های مداوم به ویژه از جانب کشورهای همسایه چون پاکستان نه تنها موجب نگرانی مقامات افغانستان و عدم اعتماد دولت افغانستان به طالبان در پایبندی به تعهدات خود گردیده است، بلکه موجب شده تا رئیس جمهور جدید ایالات متحده، جو بایدن نیز چنین اذعان کند که معامله با طالبان برای پایان بخشیدن به مداخله و درگیری نظامی آمریکا در جنگ افغانستان، “اساسا ناقص و معیوب” بوده، و می تواند راه را به سوی آینده ی ای تیره و تار برای مردم افغانستان باز کند.

به همین دلیل جو بایدن متعهد شد که توافق نامه ی یک سال پیش امضا شده توسط دولت ترامپ در قطر را مجددا بررسی کند و پنتاگون نیز در حال آماده سازی ارزیابی کاملی از شرایط امنیتی در افغانستان و تأثیر احتمالی عقب نشینی همه ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی تا ماه مه است.

رویکرد ایالات متحده به گروه های تروریستی دخیل در افغانستان

به طور کلی می توان گفت رویکرد ایالات متحده دررابطه با به فهرست درآوردن اسامی بازیگرانِ تروریستِ دخیل در افغانستان، بر بخش های برجسته و نخبه از نیروهای طالبان با پیشرفته ترین قابلیت های بمب گذاری انتحاری (“شبکه حقانی”) و آن دست گروه های وابسته ای متمرکز باشد که با القاعده مرتبط هستند.

لیکن علاوه بر آن دست بازیگران افغان، که بیشتر در جبهه ی افغانستان تمرکز دارند، افغانستان همچنان میزبان طیف وسیعی از سازمان های جهادی منطقه ای و جهانیست که درگیرِ فعالیت ها و اقدامات تروریستی هستند. چنانچه می توان گفت، هسته القاعده ضمن تعامل با سایر گروه ها چون طالبان، همچنان جایگاهش را با قدرت، توانایی و اهداف استراتژیک دراین کشور حفظ کرده است.

طبق یادداشتی منتشر شده در تاریخ ۴ ژانویه ۲۰۲۰ از ارزیابیِ خزانه داری ایالات متحده آمریكا، چنین عنوان شد که با درنظر گرفتنِ خروج نیروهای آمریکایی و قدرت گرفتن این گروه تروریستی در افغانستان، جناح بدنامِ شبکه حقانی طالبان بحث و بررسی هایی جهتِ تقویت یك گروه مشترک با القاعده را صورت داده اند.

در این یادداشتِ پنج صفحه ای چنین مطرح شده که القاعده “روابط خود با طالبان را از طریق شبکه ای از مربیان و مشاورانی که با طالبان در تعامل هستند، و با ارائه مشاوره، راهنمایی و پشتیبانی مالی ارائه می دهد.” بدین ترتیب، گروه القاعده به همکاری خود با طالبان و حمایتِ از این نیروی شوروشیِ درحال مبارزه با دولت اشرف غنی ادامه داده است.

دیدگاه های مرتبط با همکاری طالبان و القاعده

در همین زمینه اندرو واتکینز تحلیلگر ارشد افغانستان در گروه بین المللی بحران معتقد است که “طالبان و القاعده سابقه ای ده ساله، غالبا پیچیده، اما عمدتا حامی و حمایت کننده دارند. همچنانکه که طالبان بیشتر و بیشتر قدرت می گرفت، روابط بین این دو گروه نیز تغییر کرده است.

یکی دو دهه پیش، امکان آن وجود داشت که القاعده گزینه هایی چون حمایت مالی، مشروعیت جهادی یا حمایت مشاورتی به واسطه ی عوامل باتجربه ی خود را روی میز بگذارد. اما در این زمان، ورق برگشته و اوضاع دیگر تغییر کرده است. چنانچه اکنون در این رابطه طالبان کوسه سفید بزرگ، و القاعده یک ماهی چسبنده است که با پیش انداختنِ طالبان، پنهان شدن و حرکت در پشتِ آن، به این گروه آویزان شده است.” (Farmer and Yousafzai, 2021)

اما به باور برخی دیگر از تحلیلگران، در پسِ روابط طالبان با القاعده، یک ایدئولوژی مشترک و چندین دهه پشتیبانی از طالبان در میادین جنگی وجود دارد. بدین ترتیب، علی رغمِ وعده ی طالبان، چنین به نظر می رسد که روابط طالبان و القاعده حتی در زمان امضای توافق نامه با آمریکا نیز همچنان ادامه داشت.

به گفته ی ناظرانِ سازمان ملل، در حالی که طالبان و ایالات متحده در حال نهایی کردن قرارداد خود در ماه فوریه بودند، رهبران طالبان در ارتباط و تماس هایی مکرر با القاعده بوده، با همتایان خود در مورد توافق نامه مشورت کرده، و به آنها اطمینان می دادند که به آنها خیانت نمی شود.

چنانچه طبقِ گفته ی ادموند فیتون-براون، هماهنگ کننده تیم نظارتی سازمان ملل بر دولت اسلامی (داعش) القاعده و طالبان به شبکه ی خبری بی بی سی (در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۹)، طالبان در آستانه امضای توافقنامه با ایالات متحده به القاعده نیز همزمان قول داده که این دو گروه متحد یکدیگر باقی بمانند.

به گفته ی فیتون- طالبان مرتبا و در سطح بالا با القاعده صحبت می‌کرده و به آنها اطمینان می‌داد که به روابط تاریخی خود با القاعده احترام می‌گذارد. همچنین وی اذعان کرد که گروهِ او شواهدی از آموزش و مشاوره جنگجویان القاعده به طالبان دارد. وی گفت که اعضای القاعده غالبا در واحدهای طالبان تعبیه و جاگرفته اند تا به عنوان مشاوران نظامی برای عملیات اصلی عمل کنند.

درنتیجه می توان گفت این همکاری و هماهنگیِ مداوم بازتابِ پیوندهای عمیقی است که دهه ها پیش بر سر ایدئولوژی مشترک اسلام گرایان فوقِ مذهبی و پشتیبانی اولیه القاعده از طالبان تازه وارد ایجاد شده و به پیوندی ناگسستنی بدل گشته است.

از بین این دو گروه، گروهِ طالبان در افغانستان بزرگتر و قدرتمندتر هستند. چنانچه بر اساس گزارش اخیر سازمان ملل، برآورد نیروهای جنگی طالبان از ۵۵،۰۰۰ تا ۸۵،۰۰۰ تخمین زده شده است. لیکن دررابط با القاعده می توان گفت، گرچه ممکن است هزاران مبارز القاعده در سراسر جهان وجود داشته باشد، اما تنها ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر از آنها در افغانستان حضور دارند.

در همین راستا پنتاگون هشدار داده گرچه القاعده درحال حاضر “تهدید محدودی” برای ایالات متحده در افغانستان می باشد، اما این گروه گروهی مقاوم بوده و تمایل و نیتِ آن در حمله به اهداف ایالات متحده و غرب همچنان “ادامه دارد”.

نگاهی به پیشینه روابط القاعده و طالبان

لازم به ذکر است جنگ ایالات متحده در افغانستان در واکنش و پاسخ به حملات القاعده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و به دنبالش امتناع طالبان از تحویل رهبر این گروه، یعنی اسامه بن لادن به آمریکایی ها آغاز شد. به طور کلی می توان گفت این ایدئولوژیِ مشترکِ فوق مذهبیِ اسلام گرایانه که پیوند دهنده ی طالبان و القاعده بود، در جریان مبارزه با نیروهای شوروی در افغانستان سربرآورد که در پی آن القاعده و جنگ طلبانی که بعدا طالبان را تشکیل دادند گرد هم آورد.

اما این رابطه تا زمانِ قدرت گرفتنِ طالبان در افغانستان و درگیر شدن با ائتلاف شمال و نیاز طالبان به نیروهایی که به عنوانِ “عرب-افغان ها” نامیده شدند، محکم و قوی نبود. القاعده یک گروه مبارزِ مجرب با آوازه ی جهانیِ بدنام بودند، زمانی که طالبان در دهه ۱۹۹۰ در ابتدای راه خود بود. طالبان با شیوه های جنگی آشنا نبودند. القاعده ۱۳ سال در افغانستان [علیه اتحاد جماهیر شوروی] جنگیده بودند و جغرافیای افغانستان و شیوه ی مبارزه را می دانستند.(George, 2020)

تکامل رابطه ی القاعده و طالبان

گرچه رابطه طالبان و القاعده از زمان حمله شوروی به افغانستان و شکل گیری جهاد در این کشور آغاز شد. اما شروع جدی تر و رسمی تر بین این دو گروه با حاکمیت طالبان بر افغانستان در اواخر دهه نود میلادی رقم خورد. اسامه بن لادن رهبر اصلی القاعده با توجه به از دست دادن حامیان اصلی خود، افغانستان را به عنوان مکانی جدید و بی دردسر دید که با راحتی می توانست اقدامات خود را در آن کشور صورت دهد.

در مقابل علی رغم اینکه طالبان که عمدتا از گروه های قبیله ای در شرق افغانستان بودند لیکن بدون پشتوانه جدی تئوریک و رویکردی علمی به جریان جهاد در کشور بودند، اما القاعده با استفاده از آرا اندیشمندان برجسته اهل سنت و سوادی آکادمیک، جهاد را با پشتوانه ای تئوری آغاز کردند. بدین ترتیب گذشت زمان این رابطه را عمیق تر و پیچیده تر کرد.

رهبران القاعده، اسامه بن لادن و ایمن الظواهری با رهبر طالبان ملا عمر بیعت کردند و وی را به عنوان امیرالمومنین مسلمانان سنی پذیرفتند. متعاقبا الظواهری این تعهد را برای جانشینان عمر نیز مجددا تأیید کرد، اگرچه آنها به طور عمومی پذیرفته نشدند.

پس از آن القاعده آزادیِ قابل توجهی برای فعالیت در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان بدست آورد و حتی مجاز به استفاده از منابع ملی برای فعالیت های خود نیز گردید. در عوض، القاعده نیز به طالبان پول می داد. در حالی که بسیاری از عوامل و منابعِ پشتیبانی، به موفقیت نهایی طالبان به عنوان یک نیروی ملی کمک می کرد، القاعده آموزش های اولیه، جمع آوری کمک مالی و تجهیزاتی را ارائه داد که به نظر بسیاری از اعضای طالبان بسیار مهم و حیاتی بود.

با این وجود، هنگامی که القاعده تدریجا در حملات و بیانیه های خود برسر زبان ها افتاد، برخی تنش ها نیز میان این دو گروه به وجود آمد، و پس از آن ملا عمر بن لادن را به قندهار منتقل کرد تا وی را تحت نظر نگاه دارد. حضور القاعده منشأ تنش داخلی در طالبان بود. چنانچه برخی عوامل و عناصر طالبان، به خصوص از اعلامیه های جنگی بن لادن و اقدامات تروریستی القاعده علیه ایالات متحده در سال های پیش از ۲۰۰۱، ناامید و مستأصل شدند.

با این وجود، حملات موشکی ایالات متحده به اردوگاه های القاعده در افغانستان درپیِ بمب گذاری در سفارت های ایالات متحده در آفریقای شرقی در سال ۱۹۹۸، حمایت مجدد طالبان از این گروه را از سر گرفت. بدین ترتیب می توان گفت اتحاد طالبان و القاعده از آن زمان، تقریبا ۱۹ سال از یک جنگ جهانی علیه تروریسم به رهبری ایالات متحده را زنده نگاه داشت. (Sarkar, 2020)

تحولات اخیر در روابط طالبان و القاعده

در آویل سال ۲۰۲۰، در هفتمین سالگرد مرگ ملا عمر، طالبان دفاعِ خود از القاعده و بن لادن را مورد تمجید و ستایش قرار داد. همچنین طالبان در اکتبر ۲۰۱۹ بیانیه ی مشابهی را ارائه و در جولایِ ۲۰۱۹ نیز در ویدئویی حملاتِ ۱۱ سپتامبر را توجیه کرده بود. حتی پس از توافق ۲۹ فوریه ایالات متحده-طالبان، طالبان القاعده را تقبیح و متهم نکرد و برعکس آن نیز عمل کرد.

همچنین در مارس ۲۰۲۰ و پس از توافق ایالات متحده و طالبان؛ القاعده ی شبه قاره هند نام مجله ی اردو زبان خود را از جهاد نوای افغان به نامِ نوای غزوه هند تغییر داد. این تغییر نام می توانست به منظور ایجاد این تصور صورت گرفته باشد که پس از جهاد ظاهرا موفقیت آمیز علیه نیروهای ایالات متحده در افغانستان در کنار طالبان، شبه قاره هند جبهه ی اولویت و ارجح برای القاعده خواهد بود.

شاید بتوان گفت این صحنه سازی می توانست تلاشی برای ایجاد فاصله ای مصنوعی بین طالبان و القاعده پس از توافق ایالات متحده و طالبان باشد. اما در شماره ی آوریلِ ۲۰۲۰ مجله ی نوای غزوه هند، القاعده ی شبه قاره هند برای اولین بار به نقش خود در مبارزه با دولت اسلامی ولایت خراسان تحت فرماندهی طالبان اشاره می کند.

چنانچه طبق آن، القاعده به طور خاص در تهیه بمب های دست ساز و انجام عملیات ویژه شبانه برای تسخیر سنگرهای دولت اسلامی ولایت خراسان در ولایت ننگرهار از آگوست تا اکتبر ۲۰۱۹ به طالبان کمک کردند. (Sarkar, 2020)

اتحاد طالبان و القاعده؛ تهدیدی برای آینده افغانستان

به نظر می رسد کودکی که القاعده دست آن را گرفته و آموزش داد، اکنون روی پاهای خود ایستاده و نسبتا قدرتمند شده است. گرچه طالبان همچنان به یاری و حمایتِ استادِ خود نیاز دارد، لیکن اکنون زمانیست که می تواند به کمک القاعده در افغانستان نیز بشتابد.

قدرت القاعده در افغانستان به دلیل گوشتمالیِ یک کمپین هوایی ایالات متحده با هدف قراردادنِ رهبری این گروه در پاکستان و افغانستان، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. اما در همین حین، طالبان در حال نبردی سرسخت و بالا برنده در برابر جنگ با ایالات متحده هستند. به ویژه توافق نامه ی دوحه که خواستار خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان بود، از دید بسیاری به عنوان اعلامیه پیروزی این گروه تلقی می شد.

در حالی که در این توافق نامه آمده “مکانیزم های اجراییِ” نامشخصی برای قانونی و نافذ شمردن شروط این توافق نامه وجود دارد، اما به نظر می رسد فعلا هیچ تغییری در روابط القاعده و طالبان مشاهده نشده است. روابط القاعده با طالبان همیشه ثابت نبوده، اما در حالی که این دو گروه با هم اختلافاتی داشته اند، رابطه آنها برای بیش از دو دهه می شود که دست نخورده باقی مانده است.

تحولات اخیر در افغانستان نشان داده که بعید است طالبان القاعده را کنار بگذارند و تازمانی که این گروه از نظر عملیاتی به نفع طالبان باشد، حتی اجازه ی فعالیت های آتی را به آنها بدهند. آنچه اکنون مهم است نیوفتادن در دام ساده انگاری از قطع روابط بین دو گروه طالبان و القاعده می باشد.

چراکه سایه ی مناسبات طالبان و القاعده، روند صلح افغانستان و در آینده نیز تثبیت ثبات و امنیت در این کشور و بلکه منطقه را تهدید می کند. این دو گروه از قرائت های ایدئولوژیکی تقریبا یکسانی پیروی می کنند. القاعده به خوبی متوجه شده که حضور در افغانستان باعث تقویت حضور او در مناطقی مانند شبه قاره هند و اسیای مرکزی است.

با نزدیک شدن طالبان به سهم گیری در قدرت در افغانستان این ایده بیشتر از گذشته در حال پررنگ شدن است. برای القاعده هیچ جغرافیایی مانند افغانستان نمی تواند او را در جهت رسیدن به اهدافش کمک کند. از دیگر سو برای طالبان داشتن حامی و تکیه گاهی با آوازه (ای بدنام اما) جهانی می تواند در قدرت یابی مجددِ آن درافغانستان یاری رسان باشد.

بدین ترتیب شاید بتوان گفت با در نظر گرفتنِ سوابق طالبان و القاعده، و همچنین با کشته شدنِ اعضای مهم القاعده و ضعف نسبی آن از یک سو و قدرت یافتنِ طالبان به ویژه پس از امضای توافق نامه با آمریکا، شاهدِ پیوندی مصلحتی بین این دو گروه تررویستی و افراطی هستیم. از یک طرف طالبان به حمایت مالی و آموزشی القاعده نیاز داشته و از طرف دیگر القاعده برای بسط و تقویت توان خود در منطقه درپی حفظ و حمایت متحدانش بر می آید.

منابع

– Farmer, Ben and Yousafzai, Sami, (2021), “Taliban’s Haqqani network have considered joint al-Qaeda force claims US Treasury”, https://www.telegraph.co.uk/news/2021/01/26/talibans-haqqani-network-have-considered-joint-al-qaeda-force/
– George, Susannah, (2020), “Behind the Taliban’s ties to al-Qaeda: A shared ideology and decades of battlefield support”, https://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/taliban-al-qaeda-afghanistan/2020/12/07/79d4bddc-3414-11eb-9699-00d311f13d2d_story.html
– Sarkar, Saurav, (2020), “The Taliban and al-Qaeda: Enduring Partnership or Liability?”, https://thediplomat.com/2020/06/the-taliban-and-al-qaeda-enduring-partnership-or-liability/

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا