روابط خارجیسر تیتر خبرهاسیاستطالبانمصاحبهنخستین خبرها

طالبان پاکستانی زاییده طالبان افغانستانی: نگاهی به مناسبات دو طالبان

۳۰ اردیبهشت(ثور)۱۴۰۰-۲۰۲۱/۵/۲۰

افغانستان به دلیل شرایط و ظرفیت هایی که دارد، مأمن گروه های تروریستی بسیاری است. چنانکه طالبان دهه ها است فعالیت پررنگی در این کشور دارد. از طرف دیگر، گزارش های متعددی از حضور دیگر جنگجویان گروه های بنیادگرا در خاک افغانستان وجود دارد. از جمله: طالبان پاکستانی. گروهی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، تولد آن به واسطه تلاش های طالبان افغانستان صورت گرفته است. این دو گروه علی رغم نزدیکی طالبان افغانستانی با دولت پاکستان اما ارتباط های تنگاتنگی با یکدیگر دارند. این در حالی است که با خروج نیروهای خارجی از افغانستان آینده فعالیت گروه های تروریستی در خاک افغانستان همپنان مبهم و خطرناک به نظر می رسد. در نتیجه، در این مصاحبه با آقای محمد روحی، کارشناس مسائل  سیاسی افغانستان با نگاهی عمیق تر به روابط این دو گروه پرداخته ایم.

۱ .به عنوان پرسش نخست زمینه های شکل گیری طالبان پاکستانی چه بود؟ نقش طالبان افغانستان در ایجاد این گروه تا چه میزان تاثیرگذار بوده است؟

طالبان پاکستان در اصل ثمره تلاش طالبان افغانستان بوده و با انگیزه و الگو گرفتن از طالبان افغانستان شکل گرفته است. طالبان افغانستان در ایجاد و حمایت از طالبان پاکستان نقش کلیدی داشت.

با وجود آنکه طالبان پاکستان زاده سازمان استخبارات نظامی ارتش (ISI) آن کشور و تعالیم مذهبی و ایدئولوژی القایی وهابیت عربستان سعودی است، اما زیر نظر طالبان افغانستان نیز در مدارس ایشان به آنها آموزش داده شده است.

 از گذشته های دور رهبران طالبان پاکستان در صفوف طالبان افغانستان فعالیت داشته و بر علیه حکومت افغانستان جنگیده اند. ایشان اشتراکات زیادی با همدیگر دارند. در یک مدرسه و بر اساس یک ایدئولوژی از تعالیم کتب و منابع مشترک با اهداف و سیاست های مشترک استخباراتی شکل گرفته اند. هر دو گروه در گذشته تاریخ در محرومیت کامل بوده اند و تعصب، خودخواهی و قوم گرایی و عصبیت قبیله ای بدون حفظ کرامت انسانی برای زنان، نقطه مشترک این دو گروه طالبان می باشد.

۲ .آیا می توان گفت با توجه به رابطه بین طالبان پاکستانی و طالبان افغانستانی یکی از دلایل حصار کشی پاکستان در مرز خود با افغانستان ترس از این رابطه و پیامدهای آن بر پاکستان است؟

خیر این طور نمی توان گفت. حصارکشی تاریخ و فلسفه دیگری دارد که حتی مسئله بر سر دعوای ملکیت دو کشور در خط دیورند است. خط دیورند برای افغانستان به عنوان خط مرزی و سرحدی شناخته نمی شود.

 اما پاکستان با استفاده از فرصت پیش آمده متاثر از تهاجم خارجی و جنگ داخلی و وضعیت آشفته دولت در افغانستان اقدام به حصارکشی نمود. دولت افغانستان از سر ناچاری و یا هر دلیل دیگری بر علیه  این حصار کشی سکوت کرد، تا پاکستان را وادار به فشار علیه طالبان نماید. اما در عمل علیه طالبان از جانب پاکستان اقدامی صورت نگرفت و این ناجوانمردی بزرگ طالبان علیه کشور خود و مردم افغانستان در خاطره تاریخ برای همیشه باقی خواهد ماند. که چرا از جانب خود در مخالفت با این حصارکشی داخلی توسط دشمن خارجی (پاکستان) اعتزاض و یا اقدامی نکرد.

 حصارکشی جزئی از تفاهمنامه مشترک آمریکا و پاکستان در سال ۲۰۰۲میلادی است. قبل از آنکه آمریکا با تهاجم نظامی به بهانه مبارزه با القاعده و طالبان بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر وارد افغانستان شود، مذاکراتی با ژنرال پرویز مشرف رهبر نظامی پاکستان داشتند و توافقاتی محرمانه بین آنان صورت گرفت. یکی از بندهای این توافق حصارکشی بر خط دیورند بود. که هزینه ساخت آن را نیز دولت آمریکا پرداخت کرد و مرز دو کشور را آمریکا بر اساس همین تفاهمنامه به رسمیت شناخت.

۳ .بنابر گزارش های متعددی، گروه تحریک طالبان پاکستان درصدد آشتی دادن داعش با گروه طالبان افغانستان است. علت اصلی این هدف چیست؟ به طور کلی رابطه بین این طالبان پاکستانی و طالبان افغانستانی به چه شکل است؟ آیا قدرت نفوذ و تاثیرگذاری آن ها بالاست؟

طالبان پاکستان متاثر از طالبان افغانستان است و در حد و مقامی نیست که چنین وساطت بزرگی بنماید. بلکه این سازمان استخبارات نظامی ارتش پاکستان است که با نام طالبان در صدد این ارتباط می باشد. طالبان افغانستان با داعش مشکل مذهبی، سیاسی، فرهنگی و فکری دارند و فشارهای آمریکا علیه طالبان افغانستان در این عرصه بسیار قوی است و مدیریت این موضوع از توان طالبان پاکستان خارج است.

رابطه فعلی بین طالبان افغانستان و طالبان پاکستان یک رابطه برادرانه و حسنه از نگاه قومیت پشتون است، که در جهات مختلف سیاسی و اعتقادی این رابطه دچار اختلاف می گردد و نگاه طالبان افغانستان به مذهب شیعه و حکمرانی با نگاه طالبان پاکستان متفاوت است.

 سازمان استخبارات نظامی ارتش پاکستان در جهت عمل به خواست جبهه تروریسم تکفیری غربی – عربی – عبری با مشارکت آمریکا و عربستان سعودی و رژیم اشغالگر قدس با هدف وارد کردن فشار بیشتر بر حکومت افغانستان در صدد آشتی بین داعش و طالبان افغانستان برآمد که البته نتیجه معکوس داشت و طالبان به شدت علیه داعش در افغانستان وارد صحنه نبرد گردید، طوری که در حال حاضر می توان گفت داعش را در افغانستان زمینگیر کرده است.

اما نکته ای لازم به یادآوری است که داعش افغانستان مانند داعش سوریه و عراق نیست و رهبری آن از آغاز تا اکنون در دست اتباع پاکستانی مرتبط با ISI می باشد.  تا کنون هیچ عرب و افغانستانی به عنوان رهبر داعش در شاخه خراسان گماشته نشده و تا زمانیکه خواست حکومت پاکستان نباشد اتباع دیگری به غیر از پاکستانیها به عنوان رهبر داعش شاخه خراسان منصوب نخواهدشد.

۴ .یکی از اتهاماتی که به دولت افغانستان وارد می شود حمایت از گروه طالبان پاکستان است. با در نظر گرفتن این مسئله دلایل حمایت دولت افغانستان و یا هم هند از این گروه چیست؟

این موضوع تا حدی به واقعیت نزدیک است، اما همیشه دولت افغانستان آن را انکار نموده است. مشکل اصلی در این راه دخالت های نابجای آمریکا در امورات افغانستان و هماهنگی با سیاست های مداخله گرایانه پاکستان در افغانستان می باشد که باعث نزدیکی هند و افغانستان شده است.

در بدل مداخلات مخرب طالبان پاکستان در افغانستان، منابعی از داخل حکومت افغانستان از لشکر اسلام شاخه ای از طالبان پاکستان به رهبری منگل باغ حمایت می کرد. این منابع داخلی حکومت افغانستان این کار را برای وارد نمودن فشار به دولت پاکستان انجام می داد، اما بالاخره پاکستان در نقش خود پیروز شد و طالبان پاکستانی تحت حمایت حکومت افغانستان را نیز، در حلقه پیروان خود درآورد.

۵ .در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح افغانستان و وارد شدن طالبان افغانستان به بدنه قدرت چه فرصت ها و چه تهدیداتی برای گروه های طالبان پاکستانی از جمله تحریک طالبان پاکستان به وجود می آید؟

با توجه به نزدیکی طالبان پاکستان به گروه تروریستی تکفیری داعش و اعلام برائت طالبان افغانستان از داعش و دشمنی ایشان با این گروه تروریستی تکفیری، احتمال قریب به یقین، مراکز نظامی و آموزشگاه های طالبان پاکستانی در مناطق مرزی مسدود شده و رفت و آمد آنان به افغانستان قطع خواهد شد. و طبعا ساحه فعالیت و خرابکاری طالبان پاکستان در افغانستان نیز محدود خواهد شد.

 و از طرفی اگر با نگاه بدبینی به وعده های طالبان افغانستان در زمان حکمرانی احتمالی ایشان در دولت جدید افغانستان نگاه نمائیم، فرصت بی نظیری برای طالبان پاکستانی ایجاد شده و افغانستان بهشت ایشان می گردد.

۶ .در توافقنامه دوحه بین طالبان و ایالات متحده آمریکا این گروه تعهد کرد که با هیچ گروه تروریستی که منافع ایالات متحده را تهدید می کند ارتباط نداشته باشد. با توجه به پیشینه گروه هایی چون تحریک طالبان پاکستانی و ارتباط این گروه با القاعده و داعش آیا این خطر برای ایالات متحده همچنان باقی است؟

در صحنه جنگ و هنگام ترک مخاصمه و حرکت به سمت صلح پایدار، طرفین مخاصمه در صدد امتیاز گرفتن حداکثری و فریب طرف مقابل برمی آیند. یقینا طالبان این دوره با طالبان ۲۰ سال گذشته قابل مقایسه نبوده و این طالبان بعد از دودهه تبدیل به جنگجویان سیاستمداری شده است که توانایی مذاکره رو در رو با آمریکا را پیدا کرده اند.

 به نظر می رسد این تعهد طالبان فریبی آشکار است، زیرا که در حال حاضر در ولایت ننگرهار در ولسوالی شیرزاد افراد شبکه القاعده در مناطق تحت تسلط گروه طالبان فعالیت دارند. که اتباع خارجی از جمله اتباع کشورهای ازبکستان و چچن در این شبکه القاعده وجود دارد. و این یعنی طالبان تا هنوز روابط خود را با گروه های دیگر قطع نکرده است و علت آن هم ممکن  است بی اعتمای طالبان به آمریکا باشد.

۷ . با توجه به سازماندهی مجدد گروه های طالبان پاکستانی در افغانستان و ارتباط گیری نزدیک با القاعده در فردای حضور طالبان در بدنه قدرت در افغانستان تا چه میزان تهدیدهای افراط گرایی جدیدی برای افغانستان، منطقه و جهان وجود دارد؟ ویژگی های این افراط گرایی چه خواهد بود؟ برای افغانستان جدید چه چالش هایی به همراه خواهد داشت؟

از دودهه گذشته تا به امروز به نظر نمی رسد که در افکار طالبان تغییر محسوسی صورت گرفته باشد. اما طالبان بازی سیاست را در این میان خوب آموخته است. و این سطح توقع از طالبان را بالا برده که ایشان درخط مشی و راهبردهای حکومت احتمالی آینده خود تغییر بوجود بیاورند. و این فکر را با خود زمزمه و تکرار نموده که مانند گذشته در بین مردم نقش و جاه و جلال نخواهند داشت. و باور نمایند که مردم افغانستان هم تغییر کرده و طالبان را با تفکر قبلی نخواهند پذیرفت.

 اگر به هر دلیلی طالبان از شعارهایی که الان مبنی بر عدول از افراط گرایی گذشته و پیدا کردن خط اعتدال می دهد، خارج شود، تهدیدهای بزرگی اول متوجه افغانستان و سپس منطقه می گردد. که کمترین آن افراطی گرایی مذهبی و دینی و بدنامی جهان اسلام  خواهد بود.

۸ .حضور طالبان افغانستان در قدرت تا چه میزان گروه هایی همچون تحریک طالبان پاکستانی را در رسیدن به اهداف شان کمک می کند؟ و تا چه میزان تهدیدزا هستند؟

در صورتیکه طالبان افغانستان یکبار دیگر به قدرت برسند و یا اینکه در قدرت سهیم شوند الگویی برای طالبان پاکستانی خواهند شد و ممکن است که آنان نیز برای بدست آوردن استقلال و قدرت به مبارزات خودشان شدت  بخشند.

اما طالبان پاکستان اول و آخر در حلقه سازمان استخبارات نظامی آن کشور آلت دست جبهه تروریسم و تکفیر می باشند.

 طالبان پاکستانی اهداف بزرگی ندارند و در جایگاهی هم نیستند که به اهداف بزرگ فکر نمایند. و نه دولت پاکستان نیز در جایگاه ضعیفی است که از سوی طالبانی که خود بنیانگذارش بوده تهدید شود. اما در دراز مدت افراط گرایی در پاکستان بیشتر و این امر بزرگترین تهدید برای آینده پاکستان و منطقه خواهد شد.

۹ .یکی از فعالیت های تحریک طالبان پاکستانی تلاش برای نزدیکی به داعش در افغانستان است. از طرف دیگر، داعش در حال جمع آوری افراد ناراضی طالبان از مذاکرات صلح هستند. در نتیجه این نزدیکی نتیجه مذاکرات و منافع گروه طالبان در دوحه را به خطر می اندازد؟

 پیشتر یادآور شدم که رهبری داعش در افغانستان در دست اتباع پاکستانی است و این رهبران داعش که کشته شده و یا هنوز هم زنده هستند، در گذشته فرماندهان طالبان پاکستان بوده اند.

بنابراین داعش با طالبان پاکستان چندان مشکلی نخواهند داشت. طالبان افغانستان هم اکنون با اختلافات شدید درونی روبرو هستند و اگر مذاکرات صلح به نتیجه نرسد، طالبان عملا به سوی انشعاب می روند و طبعا این انشعاب به نفع داعش تمام می شود.

 قبلا هم داعش از اختلافات درونی طالبان در ساحه افغانستان استفاده کرده است. اما طالبان پاکستان در این قضیه صلاحیت و توانانی خاصی از خود ندارد.

۱۰ .در راستایِ مقایسه ای تطبیقی، آیا می توان گفت طالبان افغانستان از نظر سازمانی قوی تر است؟ در مقابل آیا شاخه های طالبان پاکستان نیرویی متحد و یکپارچه هستند؟

بله می توان گفت که طالبان افغانستان از نظر سازمانی خیلی نیرومند می باشند. طالبان پاکستان نسبت به طالبان افغانستانی غیرمتحد و از نظر سازمانی غیرمنسجم و البته به مراتب ضعیف تر هستند. و یکی از عوامل بزرگ آن این است که به طالبان افغانستان حکومت های مهم آمریکایی، اروپایی و عربی و حتی پاکستان کمک کرده اند. اما به طالبان پاکستان حلقات بسیار کوچکتر از کشورهای عربی و سازمان استخبارات نظامی ارتش پاکستان موسوم به ISI  کمک می نمایند.

 طالبان افغانستان یک مدت زمانی هر چند کوتاه ( از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ شمسی) با نام امارت اسلامی افغانستان، قدرت سیاسی یک کشور بزرگ را مانند افغانستان بصورت مستقل در دست داشت و تشکیلاتی را که در زمان حاکمیت خود داشتند اکنون نیز فعال نموده اند که این نشان دهنده آن است که طالبان افغانستان به نسبت طالبان پاکستان منطم تر، منسجم تر و فعال تر هستند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا