سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

طالبانِ افغانستان و اسلام آباد؛ تحولِ مناسبات در مدلِ گروه نایب-دولتِ حامی!

۸ تیر (سرطان) ۱۴۰۰ – ۲۹ / ۶/ ۲۰۲۱

اسلام آباد افغانستان

چندی پیش شاهدِ کدورت ها و کشمکش های لفظی میان حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان و شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان بودیم؛ نزاعی کلامی که طرف نخست بر نفوذ و نقشِ اسلام آباد در حمایت از گروه طالبان تاکید، و طرف دیگر بر رد و انکار این دست اتهامات اصرار و پافشاری داشت.

اما دیروز در تاریخِ ۷ تیر ۱۴۰۰ (۲۸ ژوئن ۲۰۲۱)، وزیر داخله پاکستان، شیخ رشید احمد طی مصاحبه ای تلویزیونی با شبکه جیو نیوز  حین سخنان خود به حضور طالبان و خانواده های رهبران این گروه در مناطق میراواد، لوی میر، باراکو و ترنولِ پاکستان اشاره کرد. به گفته ی وی گاهی اجساد آنها به پاکستان انتقال و گاهی نیز زخمی های طالبان برای معالجه به سمت این کشور راهی می شوند.

در پیِ انتشار این مصاحبه به نظر می رسد در جبهه ی کابل، حمدالله محب بیش از هر کسی رضایت خاطر خود از این دست افشاگری ها را نشان داده، و بر ضرورتِ وجودِ افراد بیشتری چون شیخ احمد رشید از سوی مقامات پاکستان اذعان کرده است. البته به دنبال این کنش و واکنش های لفظیِ مداوم، امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری نیز در قبال پاکستان موضع خود را نشان داده و در تاریخ ششم تیر ۱۴۰۰ در فیسبوک خود چنین نوشته بود: “اسلام‌ آباد به عنوان میزبان طالبان، از روز زایش تا امروز می ‌تواند نقش قابل لمسی در صلح بازی کند و بدین‌ سان به دوست قابل باور ملت افغانستان تبدیل گردد. ادامه سیاست کنونی، یعنی در حرف با جمهوریت، در عمل با طالبان هم برای ما و هم برای خودشان چیزی به جز از دست و پا زدن در لجن ‌زار بی ‌اعتمادی نخواهد بود.”

به هرروی، به نظر می رسد رشید احمد باقصدِ یک دستی زدن به کابل و اتمام حجتی تقریبا قاطعانه در جهتِ قطع حمایتِ احتمالی طالبانِ افغانستان از گروه تحریک طالبان پاکستان به میدان آمد، اما نتیجه ی این بازی چندان هم طبق برنامه پیش نرفت و صحبت هایش به نحوی تناقضاتِ مبهمی را آشکار ساخت، تناقضاتی که شاید اعترافی تلویحی از سوی پاکستان محسوب می شد.

چنانچه شیخ رشید احمد از یک سو از حضور مقامات طالبان و خانواده هایشان در پاکستان سخن به میان می آورد و از سوی دیگر از صلح خواهی و نیاتِ صلح جویانه ی اسلام آباد برای افغانستان و یا نگرانی از فعالیت های تحریک طالبان پاکستان صحبت می کند. عمران خان نخست وزیر پاکستان نیز با ظاهرسازی های توجیهی برای نشان دادنِ خطر تهدیدآمیز از احتمال روی کارآمدن طالبان در افغانستان، سعی در نشان دادن حسن نیت پاکستان در قبال روند صلح افغانستان دارد؛ اما در کنار آن به طالبان هم پشت نمی کند. چنانچه چندی پیش اظهار کرد که برای صلح افغانستان همه کار خواهیم کرد، غیر از درگیری نظامی با طالبان.

اما بیاییم این سوی ماجرا و در جبهه ی طالبان، که سخنگوی این گروه، ذبیح الله مجاهد سخنان رشید احمد را رد کرد. اینها همه درحالیست که بحثِ انتقال تجهیزات جنگی طالبان به پاکستان نیز طی روزهای اخیر مطرح شده بود؛ گرچه سخنگوی طالبان صحت این ادعا را نیز رد کرده است. بدین ترتیب شاید بتوان گفت اسلام آباد سعی داشت در یک حرکتِ حق به جانب، اوضاع را به نفع خود و آنهم در جهتِ مبرا ساختنِ پاکستان از مناسبات با طالبان برگردانده و با زدنِ اولین ضربه دست برتر را در میدانِ صلح طلبی پیدا کند، اما درگیرودارِ این لفاظی های سیاسیِ واکنشی، به آشکارسازیِ حقایقی پرداخت که دیگر مقامات پاکستان همواره برای پنهان نگاه داشتن و یا کلا برای نفی و انکارِ آن تلاش می کردند.

 در نتیجه اسلام آباد دو هیچ بازی را به حریف خود واگذار کرد، زیرا جدا از اعترافی به جا که همواره انتظار آن کشیده می شد، در سوی دیگر طالبان نیز در این میان چندان از نتیجه ی امر راضی نبود. به هرروی نمی توان این دست اظهارات از جانب مقامات پاکستان را گافی سیاسی دانست بلکه به نظر می رسد اکنون با روبه وخامت رفتن اوضاع سیاسی-امنیتی در افغانستان آنهم با خروج نیروهای خارجی، اسلام آباد نیز درپی چرخشی استراتژیک در سیاست های خود می باشد، همان طور که طالبان نیز هست.

مناسبات طالبان و پاکستان از دیرباز تا کنون

رابطه طالبان و اسلام آباد به شکل گیری طالبان در جریان جنگ با شوروی و پس از آن بر می گردد. پاکستان به خانه دوم هزاران طالب افغانی تبدیل شد که در مدارس دینی این کشور درس می خواندند. این رابطه پس از قدرت گیری طالبان و حضور نظامی در افغانستان عمیق تر و گسترده تر شد. چنانکه با تشکیل امارت اسلامی در افغانستان در اواخر دهه نود میلادی اسلام آباد از جمله سه کشوری بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت. پس از سقوط رژیم طالبان، این کشور به پناهگاه این گروه تبدیل شد و اسلام آباد به عنوان حامی اصلی طالبان شناخته شد.

 اکنون نیز پاکستان به سه دلیل رابطه خود را با طالبان حفظ کرده است: ۱- پاکستان همچنان حمایت خود از طالبان را راهی برای اعمال نفوذ سیاسی بر افغانستان می داند. چنانکه به گفته مایکل کوگلمن، کارشناس مسائل آسیا، پاکستان به روابط خود با طالبان از دریچه منافع استراتژیک نگاه می کند نه از منشوری ایدئولوژیک.

۲- پاکستان براین باور است که می تواند به طرز قانع کننده ای میزان مناسبات و روابطش با طالبان را در برابرِ جامعه ی بین الملل کم اهمیت و ناچیز جلوه بدهد. به طوری که، اگرچه از اوایل دهه ۱۹۹۰ پاکستان به عنوان متحد برجسته طالبان شناخته شد، اما دولت پاکستان در طول تاریخ با تاکید بر تجربیات آسیب زای پاکستان در مورد تروریسم از فعالیت های مبارزه جویانه این گروه فاصله گرفته است. چنانکه علی رغم متهم شدن پاکستان به همدستی با طالبان در حملات تروریستی، این کشور همواره خود را قربانی تروریسم می داند. چنانکه به گفته مقامات این کشور نظامیان زیادی از پاکستان در نتیجه حملات تروریستی کشته شدند. علاوه براین مقامات این کشور معتقدند که موفقیت های نظامی طالبان به دیگر بازیگران فعال در منطقه مانند روسیه و ایران ربط دارد. ادعایی که برای انحراف توجهات بین المللی از رابطه بین پاکستان و طالبان و تمرکز بر مساعدت هایی که طالبان از روسیه و ایران دریافت می کند، است (تا از این طریق فشار بر این کشور کم شود).

۳- سومین مورد عدم اطلاع و یا واکنش مردم پاکستان به رابطه پاکستان و طالبان است، که این امر به حفظ رابطه صمیمانه با این گروه منجر شده است. چنانکه به گفته منیر احمد روزنامه نگار دفتر آسوشیتدپرسِ پاکستان، اکثریت قریب به اتفاق پاکستانی ها از رابطه دولت خود با طالبان بی اطلاع هستند. در نتیجه از زمان روی کار آمدن عمران خان، اسلام آباد در تلاش است تا رابطه خود را با طالبان از نگاهی مثبت ببیند. چنانکه شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان بیان کرده بود که روابط پاکستان با مقامات طالبان می تواند راه ­حل جنگ در افغانستان را تسهیل کند. (Ramani, 2018)

طالبان یک قدم به جلو؛ پاکستان یک قدم به عقب

 به هر حال در اتخاذِ رویکردِ جاریِ پاکستان نسبت به طالبانِ افغانستان نمی تواند از مواردی چشم پوشید: یک اینکه گرچه پاکستان خانه ی امنی برای طالبان افغانستان و رهبران آنها بوده است، لیکن پاکستان خواهانِ قدرت تمام و کمالِ طالبان بر افغانستان نبوده و بنابراین با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور و بیمِ بحران امنیتی و خلاء احتمالی از فقدان نیروهای نظامی خارجی، مسلما از قدرت افزایی طالبان نگران خواهد شد. پس اسلام آباد از یک سو درصددِ مشخص ساختنِ مناسبات خود با طالبان افغانستان برآمده و برای این دغدغه های فرضی به دنبالِ راهکارهایی چون بستن مرز مشترک خود با افغانستان و تامین امنیت پاکستان و همچنین ایجاد شکاف و گسست بین گروه هایی چون تحریک طالبان پاکستان با دیگر گروه های محرک در پاکستان است.

اما از سوی دیگر نمی توان انکار کرد که طالبان همواره برگ برنده ی اسلام آباد بوده و در دست داشتن این برگ برنده دلگرمی پاکستان برای حفظ عمق استراتژیک خود و مقابله با جاه طلبی های هند در افغانستان و منطقه می باشد. بنابراین پاکستان تا پیش از این به نوعی هرزمان که نیاز می دید از طالبان در جهتِ پیشبرد اهداف خود استفاده می کرد، اما به نظر می رسد اکنون طالبان قدرت بیشتری از یک ابزار موضعی و موقتی بودن برای پاکستان یافته و چنانچه در آینده ای نزدیک، آن ماری که پاکستان در آستین خود پرورده بود حالا قدرت گیرد، اگر نتواند سر پاکستان را بکَنَد می تواند، حداقل می تواند به آن آسیب رساند.

پس به نظر می رسد اکنون پاکستان در پیِ اتخاذ رویکردی بینابینی و موازنه ساز مابینِ طالبان، افغانستان و همچنین ایالات متحده است. چراکه پاکستان برای قدرت یافتن در منطقه بایستی همراهیِ ایالات متحده و همچنین دلجویی های خود از طالبان را ادامه دهد. بنابراین پاکستان اکنون باید روابط و بازی استراتژیک خود را بین طالبان و ایالات متحده متعادل کند. درحالی که راولپندی همچنان عامل اصلی قدرت طالبان و مذاکرات ایالات متحده و طالبان است، چالشِ دادن فضایی نظامی به ایالات متحده پس از سال ۲۰۲۱ برای پاکستان چالشی سهل و آسان نخواهد بود. پس پاکستان بر سر دوراهیِ نه چندان خوشایندی قرار گرفته است که باید با سیاستی موازنه ساز آن را متعادل کند.

از یک سو با توجه به اینکه چالشِ دسترسی به یک افغانستانِ محصور درخشکی برای ایالات متحده آن هم با خروج از این کشور سخت تر خواهد شد، پاکستان امیدوار است از این موقعیت استفاده کرده و بار دیگر برای افزایش وابستگی به آمریکا گام بردارد.

با این وجود همانطور که کبیر تانجا، ​کارشناس موسسه پژوهشی’ORF’ نیز مطرح می کند؛ طالبانی که در حال تثبیت و تقویتِ اقتدار خود در فضای سیاسیِ درحال فترت و سستیِ افغانستان است، با به کار گرفتنِ خشونت به عنوان اهرم فشارِ قوی موازی با “دیپلماسیِ” خود، نه تنها در افغانستان، بلکه در هر منطقه ی دیگری در برابر حضور ایالات متحده موضعی قاطعانه گرفته و به اقدام نظامی علیه پایگاه های آمریکا و همچنین کشورهای میزبان چنین پایگاه هایی می ایستد، پایگاه هایی که می توانند برای راه اندازی عملیات ضدتروریستی و ضد شورشی به کار گرفته شوند.

بنابراین برای طالبانی که اکنون تمامِ تمرکزشان بر نشستن پشت اسب قدرت، یکه تازی و بازگشت به اقتدار افراطی است، حتی اگر پاکستان هم جلویِ آنها بایستد، به حربه ی همیشگی خود، یعنی خشونت و مخالفت علنی برخواسته و هر سدی را از سرراه خود برخواهند داشت؛ پس پاکستان این بار بایستی محتاطانه تر پیش رفته و از این امر آگاهی داشته باشد که همیشه دشمنِ دشمنِ من دوست من نخواهد بود. به ویژه اکنون که با احتمالِ به قدرت رسیدن طالبان، این گروه آشكارا در حال جمع آوری كمك ها و همچنین جذب و استخدام نیرو هستند و به گفته ی محمد سرفراز خان، رئیس سابق مرکز مطالعات منطقه ای دانشگاه پیشاور، عقب نشینی نیروهای خارجی تأثیر زیادی در استان های شمال غربی و غربی پاکستان خواهد داشت، مناطقی که ده ها هزار طرفدار طالبان افغانستان در آنجا زندگی می کنند.

استقلالِ نسبیِ طالبانِ افغانستان از پاکستان

 اما در همین راستا برخی از ناظران سیاسی معتقدند نفوذ و تسلط پاکستان بر طالبان ممکن است آنقدرها هم که بسیاری تصور می کنند جامع و فراگیر نباشد. این درحالیست که طالبان به عنوان یکی از مهمترین عناصر در این معادله ظاهر شده اند. با گذشت زمان آنها نه تنها در سیاست های منطقه ای مشروعیت پیدا کردند بلکه منابع حمایت مادی خود را نیز متنوع و گسترده کرده اند. بنابراین اگر تهدیدهایِ اخیر آنها متوجه پاکستان باشد، قطعا این رفتار نشان دهنده اعتماد به نفس روزافزون آنهاست، اعتماد به نفس و اقتداری که به چالش کشاندن پاکستان را حتی یک بازیِ عادلانه دانسته و ظاهرا این اقتدار و اعتماد به نفس به حدی افزایش یافته است که حتی می توانند کشوری را تهدید کنند که از بدو تولد و تأسیس علیه آنها به مخالفت برنخاست.

بنابراین طالبان تا حدی در حال فاصله گرفتن از پاکستان و نشان دادن چهره ای مستقل از خود هستند. چنانکه در اوایل گفت و گوهای صلح و تغییر رهبری طالبان نشان داد که این گروه در تلاش است تا خود را مستقل از پاکستان نشان دهد. به طوری که انتخاب ملایعقوب، فرزند ملاعمر، به عنوان مسئول نظامی گروه طالبان در جانشینی چندین فرمانده ارشد طالبان، با هدفِ به حداقل رساندن وابستگی به طالبان بود. یعقوب متعلق به نسل جوان طالبان بوده و بارِ هیچ گونه تعلق خاطر و تجربه ای از حمایت پاکستانی ها را به دوش نمی کشد. از طرف دیگر، تصمیم طالبان برای متفرق و پراکنده ساختن اعضای شورای رهبری طالبان(کویته) در افغانستان، قطر و پاکستان بخشی از تلاش گسترده تر این گروه برای کاهش وابستگی به پاکستان است.

از طرف دیگر به نظر می رسد، با پیروزی های نظامی اخیر طالبان که باعث افزایش کنترل اراضی، نفوذ سیاسی و استقلال مالی آنها شده است، روابطِ پاکستان و طالبان مبنی بر مدلِ حامی-نایبِ (Patron-Proxy) در حال کمرنگ شدن است. اهرم اصلی پاکستان دررابطه با طالبان تامین پناهگاه های امنی بود که با دستاوردهای ارضی این گروه تضعیف شد. همچنین کنترل و تصرفِ ارضی بیشتر باعث می شود که طالبان مخفیگاه بیشتری در افغانستان داشته باشد و درنتیجه وابستگی آن به پاکستان کمتر شود. علاوه بر این، افتتاح دفتر طالبان در قطر این گروه را قادر ساخت تا روابط خود را با دیگر کشورهای منطقه مانند چین، روسیه و ایران  متنوع بسازد. (ABDUL BASI, 2020)

 در نهایت می توان گفت، روابط طالبان با پاکستان ممکن است یک مرحله ی آشفته و متزلزلی را طی کند، اما این بدان معنا نیست که هر دو به این زودی ها به نقطه گسست و جدایی نزدیک می شوند. طالبان هنوز به متحدی مانند پاکستان نیاز دارند تا بتواند به حمایت دیپلماتیک خود در مجامع بین المللی امیدوار باشد. حتی پاکستان نیز نمی تواند در فکرِ رهایی از طالبان باشد. حداقل در حال حاضر و تا مشخص شدنِ پروسه ی صلح در افغانستان هر دو به یکدیگر احتیاج دارند، اما پاکستان بایستی نسبت به طالبان محتاطانه تر عمل کند؛ چراکه پاکستان یک بازیگر دولتیست و نمی تواند مانند بازیگران غیردولتی مانورهایی تاکتیکیِ افراطی را پیش گیرد. پاکستان اجبارها و تعهدات متعددی برای تسهیل روند صلح در افغانستان و ایفای نقشی حیاتی در ثبات منطقه ای دارد که البته این امر برای امنیت داخلی و اقتصاد خود این کشور نیز ضروریست (Amir Rana, 2021)، بنابراین اسلام آباد با احتیاط بیشتری و به نوعی با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ زدن، در جهتِ حفظ و تامین منافع ملی و منطقه ای خود پیش می رود.

منابع:

– ABDUL BASIT, (2020), “Intra-Afghan talks and future of Pakistan-Taliban relations”, https://www.lowyinstitute.org/the-interpreter/intra-afghan-talks-and-future-pakistan-taliban-relations

–  Amir Rana, Muhammad, (2021), “An uneasy relationship”, https://www.dawn.com/news/1626491

–  Ramani, Samuel, (2018), “Why Pakistan Isn’t Changing Its Taliban Policy”, https://thediplomat.com/2018/10/why-pakistan-isnt-changing-its-taliban-policy/

– TANEJA, KABIR, (2021), “Pakistan’s balancing act between the US and the Taliban will affect India”, https://www.orfonline.org/research/pakistans-balancing-act-between-the-us-and-the-taliban-will-affect-india/

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا