سر تیتر خبرهاسیاستطالبانمجلهنخستین خبرها

آنچه از روابط داعش و طالبان باید دانست؟

۲۶ مرداد(اسد)۱۴۰۰-۲۰۲۱/۸/۱۷

نگاهی به روابط و رقابت داعش و طالبان در افغانستان در گفت و گویی با فرزاد سلیمی فر کارشناس مسائل افغانستان.

۱ .از سال ۲۰۱۴ گزارش هایی از ظهور داعش در افغانستان منتشر شد. گزارش هایی که بسیاری آن را تکذیب کرد اما در سال ۲۰۱۵ وجود این گروه در افغانستان قطعی شد. با توجه به این مسئله چرا داعش در افغانستان متولد شد؟

به نظر بنده باید اینگونه پرسید که دلیل اسلامگرایی و سلفیگری در یک کشور چیست؟ و سپس باید دید افغانستان چه جایگاهی در این میان دارد. اصولاً ظهور سلفیگری به ما هو خود ناشی از تقابل سنت و مدرنیته است آنجا که جامعه سنتی نمی تواند به همان سرعتی حرکت کند که پیشرفت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رقم می خورد. در ابتدای هر جنبش متجدد بخشی از جامعه مطرود شده و به عنوان گفتمان قدیم یا بازنمود ناکارآمد جامعه شناخته می شود. در افغانستان نیز به همین شکل شاهد تقابل سنت و مدرنیته در یک صد سال گذشته بوده ایم. نکته ای که در خصوص افغانستان وجود دارد قدرتمند بودن گفتمان رقیب مدرنیته بوده که به عنوان یک خوانش متصلب و مخلوط از اسلام و فرهنگ سنتی بازنمود یافته است. در چنین شرایطی است که اصولا طالبان بین لاقل یک طیفی از جامعه خصوصا سنتی و روستایی مقبولیت و مشروعیت پیدا می کند. مخالفتی که ممکن است وجود داشته باشد بر سر شدت و نحوه عملکرد طالبان است و ماهیت سنت گرای آن هم سنخ ارزش های مردمی است که با هرچه دورتر شدن از مراکز شهری و متجدد تقویت می شوند. این مسئله البته تا حدودی برای داعش خراسان متفاوت است و تلفیقی از ایدئولوژی، منفعت اقتصادی، کینه های سیاسی و شخصی و گاهی ناچاری و اجبار است.

شما در نظر بگیرید قبل از ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ در خاورمیانه، هنگامی که اختلافات در طالبان بروز می کرد خصوصا بعد از کشته شدن هر رهبر، شاهد جدا شدن شاخه ای از این گروه بودیم که گاهی به صورت مجزا ادامه حیات می داد و گاهی مجددا به بدنه طالبان باز‌می‌گشت. بعد از ظهور داعش بود که حاصل اختلافات مرسوم ولی عمیق درون گروهی طالبان به سمت اتحاد با گفتمان رقیبی پیش می رفت که هرچند رقیب بود اما تضمین کننده هدف اصلی یعنی مبارزه با دولت مرکزی، منفعت اقتصادی و نهایتا کینه های سیاسی و شخصی با هسته مرکزی طالبان بود و شاکله اصلی نیات پشت این اعلام وفاداری ها را شکل می داد. پس ما شاهد یک جنبش ریشه دار در افغانستان نبودیم ولی می دانیم که این ظرفیت را دارد که از اختلافات ناشی از مذاکرات صلح، فردای پس از اشغال کابل و سهم خواهی های سیاسی و اقتصادی منتفع شده و بعد از مدت کوتاهی چالش اساسی برای همه جریان های سیاسی و نظامی افغانستان ایجاد کند. این یک امر مسلم و اثبات شدنی است.

۲ .به نظر می رسد حضور داعش در افغانستان چندان به مزاق طالبان خوش نیامده است. با توجه به این مسئله دلایل اصلی اختلاف بین این دو گروه در افغانستان چیست؟ از طرف دیگر، داعش ارتباط نزدیکی با القاعده از متحدان اصلی طالبان دارد. دلایل همکاری داعش با القاعده چیست؟ و ایا می توان شاهد اتحاد این سه گروه در افغانستان بود؟

داعش گفتمان رقیب طالبان است که خوانش خشن تری از یک به اصطلاح جهاد را ارائه می کند. همچنین، نوع برخورد با منافع اقتصادی طالبان را نباید از یاد برد. شیوه عمل داعش خراسان در برخورد با انتفاع مالی طالبان همیشه منطبق بر همان سیاستی بوده که طالبان در دوران مجاهدین به کار می بست یعنی قطع منابع مالی مجاهدین و حرام اعلام کردن تجارت مخدر. داعش خراسان تا زمانی که از سوی داعش مرکزی حمایت مالی می شد به سمت حرام کردن مخدر و آسیب به منابع مالی طالبان پیش میرفت که البته با ظهور بحران های مالی از این سیاست روی برگرداند. با این حال از منظر اقتصادی هم درنظر گرفته شود، اقتصاد یک ظرف لاینتهی نیست و در مثال ساده کیکی است که به طور محدود قابل تقسیم است و سهم خواهی داعش بی شک بر سهم کیک طالبان تاثیر منفی گذاشته است. از سوی دیگر، مسئله ایدئولوژی مطرح است. داعش خراسان خود را خلیفه می داند و دو خلیفه را برنمی تابد این درحالی است که طالبان خود را امیر می داند یا به عبارتی، مشکلی با خلافت دارد اما قصد حکمرانی بر خارج از مرزهایش را ندارد و همین نقطه افتراق امیر و خلیفه است اما حاضر هم نیست قدرت و توان عملیاتی خود را تقدیم داعش کند. موضوع دیگر بحث ملت است. اساسا داعش در رد دولت- ملت شکل گرفته است و ملت را یک امر مذموم دانسته و بر امت تاکید دارد و برای همین است که نقشه های اعلام یآن ورای مرزهای مرسوم و پذیرفته شده است. این درحالی است که طالبان نه تنها بر حدد مرزهای کی واحد جغرافیایی به نام افغانستان تاکید دارد بلکه خود را ملت افغان می داند. درست یا نادرست بودن آن در جای خود قابل بحث است اما چیزی که وجود دارد همین است. البته یک نکته ای که درباره طالبان و تعریف ملت و افغانستان وجود دارد، آن است که این مفاهیم علی رغم کاربرد وسیع در تبلیغات و گفتمان این گروه کماکان تبیین نشده است و مشخص نیست حدود ملت، حدود مرزهای ملی و حدود ملیت اتباع تا چه حد موسع یا مشخص هستند.

درباره اتحاد داعش و القاعده، به نظر نمی رسد چنین همراهی ها اگر هم در افغانستان، آفریقا، سوریه یا عراق وجود دارد، فراتر از همکاری های بسیار محدود علیه دشمنان مشترک، توافق های فرماندهان محلی و فراتر از امری تاکتیکی بوده باشد. اصولاً گفتمان های داعش و القاعده علی رغم شباهت های زیاد دارای اختلافات عمیقی هستند که هرگونه همکاری راهبردی و طولانی مدت را منتفی می سازند. اصولاً همکاری القاعده و طالبان معقول تر است از همکاری القاعده و داعش. هرچند که همکاری القاعده و طالبان بعد از توافق دوحه و بعداً تصرف کابل چالش های خاص خودش را داشته است.

۳ .سخنگوی وزارت خارجه روسیه در تازه ترین اظهارنظر خود ایالات متحده را به همکاری با داعش در شمال افغانستان متهم کرده است. با توجه به این اظهارنظر احتمال این همکاری چقدر بالاست؟ آیا ایالات متحده و داعش نقاط مشترکی در افغانستان دارند؟

موضوع تقسیم تروریست ها به دو دسته خوب و بد از سال ۱۳۹۷ مطرح بود و آزمونی بود برای طالبان که نشان دهد علی رغم مشکلات با ایالات متحده آمریکا می تواند علیه دشمن مشترک با هم توافقاتی کنند و همین مبنای عمل برای توافق دوحه شد و به عبارتی طالبان را در زمره تروریست های خوب به تعبیر آمریکا قرار داد. در همان اوایل ظهور داعش خراسان به نظر می رسید در ابتدا پروژه داعش برای تضعیف طالبان بوده باشد اما بعداً به سمت دیگری هدایت شد.

۴ .برخلافِ القاعده و طالبان، نفوذ داعش در افغانستان پشینه ی قوی و دیرینه ای ندارد و به لحاظ ایدئولوژیک نیز تفاوت هایی با طالبان دارد. اما از دیگر سو بسیاری براین باورند دولت اسلامی سازمانی است که علی رغم مشکلات اخیر که با آن روبرو بوده، هنوز هم پتانسیلِ دست اندازی بر قدرت را دارد. با این اوصاف چقدر احتمالِ قدرت گرفتنِ این گروه افراطی و یا رشد آن در آینده ی افغانستان امکان دارد؟ و یا هم دقیق تر، آیا داعش توانایی تهدیدی جدی برای افغانستان را دارد به مانند طالبان؟

 بخش اعظم پاسخ به این سوال پیشتر داده شد، اما جا دارد تاکید کنم که عمده خطر داعش خراسان در برهه کنونی نیست بلکه بعد از استقرار احتمالی طالبان به عنوان یک حاکمیت بروز خواهد کرد و اولین ضربه آن به نفع داعش از جانب نیروهای خارجی و آن دسته از فرماندهانی خواهد بود که نتوانستند منفعت لازم را از استقرار طالبان در کابل داشته باشند.

۵ .تفاوت های داعش و طالبان در چیست؟

پاسخ به این سوال پیشتر داده شد اما به طور خلاصه، تفاوت داعش و طالبان در حدود مرزهای ادعایی، تقابل ملت و امت، تفاوت های امیر و خلیفه، پتانسیل تکثر اجتماعی و دینی ذیل هدف واحد و نحوه تعامل با کشورهای همسایه افغانستان است. از طرفی، طالبان برآمده از تعریفی از خلافت است که در جنوب آسیا تطور پیدا کرد اما داعش نماینده گفتمان خلافتی است که هویت خود را در تاکید بر خوانش سنتی و عربی خلافت می بیند. بدترین نوع طالبان از بهترین نوع داعش مقبول تر است البته این به معنی دلپسند بودند گفتمان طالبان نیست. طالبان پتانسیل تغییر را ذیل تعریفی که بنده بارها از نوطالبان ارائه دادم را دارد ولو آنکه به راحتی صورت نگیرد اما داعش یک جریان کاملا متصلب گفتمانی است که هیچ خلل و فرجی را برنمی تابد. لازم می دانم معنی نوطالبان مورد اشاره را ذکر کنم. بنده معتقد هستم نوطالبان تحقق پذیر است اما یک وضعیت ثابت نیست که بگوییم الان با یک نوطالبان طرف هستیم و قبلا نبودیم یا قبلا در فلان تاریخ شاهد یک نوطالبان بودیم که دیگر مستحیل شده است. به نظر بنده مفهوم نوطالبان به اصل پویایی درونی این گروه اشاره دارد. این پویایی را نباید الزاماً به‌عنوان راهی برای حمایت از این گروه دانست و نوطالبان را به‌عنوان نسخه متحول شده طالبان شناسایی کرد، گویی با گروه دیگری مواجهیم که ماهیتی متفاوت یا توابانه اتخاذ کرده است. بلکه، باید به‌عنوان عامل تمیز دهندۀ تحول گروه به سبب تغییر زمان، ابزار، تاکتیک، شرایط اجتماعی، رقبا و از همه مهمتر رهبری گروه و نهایتاً رویکرد و ایدئولوژی گزینشی وی از مفاهیم و ذهنیت‌هایی بررسی شود که درنهایت سبب تحرک اجتماعی و سیاسی گروه شده است. چنین چیزی در داعش مشاهده نشده است.

۶ .یکی از اختلافات اصلی بین دولت افغانستان و ایالات متحده در مورد قدرت این گروه در افغانستان بود. به طوری که دولت افغانستان این گروه را دست کم گرفته بودند اما ایالات متحده از افزایش و بلندرفتن سطح تهدید این گروه ابزار نگرانی کرده اند. دلیل این اختلافات بین این دو طرف چه بود؟

داعش خراسان واقعا یک خطر جدی است. اصولاً دولت افغانستان رویه انکار را درباره همه رقبا پیش گرفته بود و با غروری که داشت نه تنها خود را مصوب به ضمانت ادوات و هبه های تسلیحاتی و سیاسی غرب میدید بلکه تن به هیچ مصالحه و مشورتی نیز نمی داد. دو سال قبل هرکسی که سخن از انحلال دولت غنی برای ایجاد یک دولت انتقالی می کرد به شدت کوبیده می شد. بنده پس از توافق صلح دوحه در کنفرانسی که به موضوع صلح می‌پرداخت و نیز در مقاله های متعدد به صراحت عنوان کردم که اگر قصد صلح وجود دارد باید سریعاً دولت انتقالی تشکیل شود که لازمه آن استعفای آقای غنی بود و اگر قصد صلح وجود ندارد و هدف زوال درونی طالبان است باید مذاکرات صلح طولانی شود تا طالبان از درون فروبپاشد. نتایج میدانی اما چیز دیگری شد و نه تنها ایده دولت انتقالی کوبیده شد بلکه پشتوانه مذاکرات صلح نیز با خروج غیرمسئولانه و خودخواهانه ایالات متحده آمریکا از افغانستان فروپاشید. خردنگری به طالبان و داعش دو اشتباه تکرار نشدنی دولت غنی بود و سکوتش درقبال بازی غرب با این مهره ها در کشور جبران ناشدنی است.

۷ .با خروجِ نیروهای خارجی از افغانستان و به وجود آمدنِ فضایی ملتهب از خشونت و پیشروی های طالبان، این سوال مطرح می شود که آیا درسایه ی این بحران از خلآ امنیتی در افغانستان، شاهدِ احیا و قدرت گیریِ مجدد گروهی چون داعش خواهیم بود؟ به طور کلی آیا افغانستان سکوی پرش داعش برای اشاعه در آسیای میانه است؟

طالبان در این سال ها به یک موجود باهوش تبدیل شده است. مهمترین اقدام این گروه تامین امنیت شدید و سختگیرانه ای خواهد بود که در صورت تداوم و همراه شدن با خدمات روزمره به مردم در صورت طی یک زمان حداقل چندماهه باعث استحکام استقرار این گروه خواهد شد. چالش های متعددی پیش روی این گروه است اما به نظر بنده تامین امنیت مهمترین جزو آن نیست. بلکه، مهمترین چالش ها در تعیین نوع حکومت، قاون اساسی و تقسیم منسب ها در وهله اول و نوع تعامل با تجار مخدر خواهد بود نقش تعیین کننده در ظهور و نمود داعش خراسان خواهند داشت. مسئله آسیای میانه به نظر بنده چندان مرتبط با افغانستان نیست. نگرانی سریز شدن ناامنی و تروریسم به آسیای میانه در واکنش به نیروهای خارجی است که هم اکنون تحت کنترل و نظارت طالبان هستند و بیم می رود از افغانستان به عنوان یک مأمن استفاده کنند اما قضیه داعش خراسان اندکی متفاوت است و شاهد دو فرمانده یا امیر برای خراسان هستیم، نخستین امیر معطوف به افغانستان است و دومی معطوف به آسیای میانه که به شدت با هم رقابت دارند. از این رو به نظر نمی رسد مسلئه آسیای مرکزی درباره داعش و افغانستان چندان بحران ساز باشد.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا