سر تیتر خبرهاسیاستطالبانفرهنگ و اجتماعنخستین خبرهایادداشت ها

جنایت فرهنگی طالبان بر آثار باستانی افغانستان: تاریخ در مسیری از تکرارِ تحجر و تخریب؟

۲۷ سنبله (شهریور) ۱۴۰۰ – ۱۸/ ۹/ ۲۰۲۱

طی چند هفته اخیر از تسلط و قدرت یابی مجددِ طالبان بر کشور افغانستان و با روی آوردنِ برخی از نیروهای تندروی طالب به اقداماتی دور از خرد و مدنیت، احتمالا برای همگان ثابت شده است که طالبان هیچ تغییری نکرده و اگر صرفا کمی از سرعت عملکردِ خشونت آمیز سیستماتیکِ خود کاسته و با احتیاط بیشتری پیش می روند تنها به دلیلِ تمرکز انظار عمومی و جامعه ی جهانی بر جریان تحولات جاری در افغانستان است.

اما جدا از احکام و قوانینِ سخت گیرانه ی این گروه برای تحدید نقش، پوشش، تحصیل، کار و حضور زنان، و یا اجرایی ساختن احکامِ شرعی و قضایی طبق اصول، موازین و تفاسیر مدنظر خود از شریعت و اسلام، مسئله حائز اهمیتِ دیگر برخورد احتمالیِ این گروه با آثار و بناهای تاریخیست که میراث فرهنگی و تمدن این کشور به حساب می آیند. سلطه  مجدد طالبان باعث جوانه زدن ترس و نگرانی های دوباره برای در خطر بودنِ میراث افغانستان پس از ۲۰ سال، و به نوعی یادآور تخریب بی رحمانه بوداهای بامیان است. شاید بتوان گفت آثار و بناهای تاریخی یک کشورِ درگیر جنگ و نزاع، قربانیانِ خاموشِ خشونت و تحجر فرهنگی هستند.

چندی پیش انتشار ویدئویی نشان دهنده تخریب یکی از دروازه های تاریخی شهر غزنی توسط طالبان که به عنوان نمادی فرهنگی نیز شناخته می شد، آنهم با توجیهی از سهولت در رفت و آمد مردم؛ و یا انتشار اخبار و ویدئوهایی مبنی بر تخریب قلعه تاریخی گرشک ولایت هلمند با احتمالاتی از ساخت مدرسه دینی به جای این قلعه، می تواند حاکی از آغاز تلاش های طالبان برای نابودی و حذفِ میراث تاریخی این کشور باشد. همچنین در اواسط ماه اوت ۲۰۲۱، ساکنان بامیان طالبان را به انفجار تندیسی متعلق به عبدالعلی مزاری، بنیانگذار حزب وحدت اسلامی و رهبر هزاره که به دست همین گروه کشته شد، متهم کردند.

از یک سو به نظر می رسد طالبانی که مجسمه های بودا را نمادی از بت پرسی و شرک می دانستند، برای هنر و فرهنگ ارزشی قائل نبوده و درصدد حذف تاریخِ و هویتِ مردم افغان و پاک سازیِ گذشته غیر اسلامی این کشور هستند، طبیعتا در آینده و در مسیر احیای باورهای غلط و ناروای خود به اقدامات هیجانی و مخرب این چنین نیز روی آورند؛ لیکن از سوی دیگر به باور برخی ناظران، سقوط آرام کشور به دست طالبان و نیوفتادن افغانستان در ورطه ی متشنج جنگی داخلی، تا بدینجای کار یک جریان امیدوار کننده در حفظ آثار باستانی کشور بوده و ممکن است در آینده نیز شاهدِ تخریب و حذف میراث فرهنگی افغاستان توسط طالبان نباشیم.

آثار تخریب شده پس از روی کار آمدن مجدد طالبان

افغانستان: مهد تمدن های کهن یا بستر جنگ های دیرین؟

علی رغم سخنانی کلیشه ای و همیشگی درموردِ افغانستان به عنوانِ “گورستان امپراتوری ها”، اما باید گفت آنچه امروزه افغانستان نامیده می شود، برای هزاران سال بخش مهمی از فرهنگی پیچیده، همه جانبه، غنی و پُرمایه ی منطقه بوده است. افغانستان و مردمان آن در امتداد جاده ابریشم و از دیرباز در چهارراهی ارتباطی بین تمدن های مدیترانه ای، ایرانی، هندی و چینی قرار داشته اند.

بدین ترتیب می توان گفت این کشور مکانی برای شهرهای هلینیستی با جمعیتِ ساکن توسط جانشینان اسکندر مقدونی، و همچنین صومعه های بودایی پرتلالویی بوده است که به انتقال بودیسم اولیه از هند تا چین و ژاپن نقش داشته است؛ همچنین می توان گفت این کشور دربرگیرنده ی مجموعه ای از پادشاهی های اسلامی قرون وسطی در خط مقدم ادبیات و علم عصر خود بوده است.

شاهد این میراثِ مسحور کننده و متنوع، در بیش از ۲۶۰۰ مکان باستانی پراکنده، موزه ها و گالری های متعدد منطقه ای، و مشهورترین آنها موزه ملی افغانستان در کابل موجود است. این موزه که در سال ۲۰۰۷ بازسازی شد، مجموعه ای از بیش از ۸۰،۰۰۰ آثار باستانی از سراسر منطقه را در خود جای داده است. اما همه این آثار اکنون تحت تسلط مجدد نیروهای طالبانی که تفاسیری متعصبانه آنها از اسلام دارند مجددا مورد تهدید قرار دارد، به ویژه اینکه طالبان هر آنچه را که غیراسلامی بدانند (هنر، موسیقی، فرهنگ و …) نفی و حذف می کنند.

تاریخچه ی تخریب و خشونت فرهنگی

مکان های باستانی افغانستان پیشتر در دوران اشغال شوروی و جنگ سالاری پس از آن به طور سیستماتیک غارت و تخریب شده بود. در دهه ۱۹۸۰، بسیاری از مکان های باستانی به طور غیرقانونی حفاری شدند. در طول جنگ داخلی افغانستان در اوایل دهه ۱۹۹۰ نیز، اقلام و آثاری از قصر سلطان مسعود سوم در قرن دوازدهم غارت و در بازارهای سیاه بین المللی پخش و پراکنده شد. موزه ملی در کابل، که در سال ۱۹۱۹ تأسیس شده است، بلافاصله پس از پایان حکومت کمونیستی در سال ۱۹۹۲ آسیب فراوان دید و غارت شد.

“طومارهای دریاهای مرده از بودیسم” –هزاران طومار و قطعه نوشته شده بر روی برگ، پوست، پوست و مس حاوی موعظه ها و رساله های بودایی از قرن ۲ پس از میلاد– نیز از افغانستان به صورت قاچاق خارج شده و از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ در مجموعه های مختلف نسخه خطی پراکنده شدند. برخی از آنها از موزه کابل غارت، اما بیشتر آنها در غارهای منطقه بامیان در دهه ۱۹۹۰ پیدا شدند. از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، طالبان تقریبا همه انواع هنر را غیرقانونی اعلام کردند درحالی که ضمنِ آن به طور سیستماتیک کتابخانه ها و موزه ها را غارت و تخریب کرده و هر کسی را که متخصص یا دانشگاهی شناخته می شد را نیز مورد آزار و اذیت قرار می دادند.

به باور برخی، گرچه طالبان در نابودی و تخریب بی رحم بودند، اما رویکردی استراتژیک نیز داشتند؛ چراکه آنها هنر و فرهنگ پیش از اسلام افغانستان را منبع مهمی از امتیاز و اهرمی می دانستند که در صورت امکان برای کمک به اهداف بین المللی خود مورد استفاده و سوء استفاده قرار گرفت. چنانچه در سال ۲۰۰۱، بوداهای بامیان توسط این گروه به گروگان گرفته شد، در حالی که طالبان با این کار، خواستار به رسمیت شناخته شدن بین المللی بودند، گرچه در نهایت شاهد تخریب بی رحمانه ی آنها بودیم. (Droogan and Choat, 2021)

بوداهای بامیان

نگرانیِ عمده پیرامون سرنوشت آثار باستانی افغانستان

از سال ۲۰۱۶، تخریب اماکن میراث فرهنگی هم سطح جنایت جنگی در نظر گرفته شد. مطمئنا نگرانی ها در مورد اشیاء فرهنگی بسیار فراتر از کابل و تا موزه های منطقه ای و مکان های حساس باستان شناسی در سراسر کشور، مانند مس عینک در ولایت لوگر، یعنی جایی که بقایای یک شهر باستانی بودایی گنجینه های باستانی زیادی را دربردارد نیز، گسترش می یابد. اما در این میان بسیاری نگران موزه ملی در کابل هستند که در جریان جنگ داخلی ۱۹۹۲-۱۹۹۶ پس از خروج نظامیان شوروی و همچنین تحت رژیم اول طالبان در سال های ۱۹۹۶-۲۰۰۱ از تهاجم و غارت جان سالم به در برد.

همچنین برخی دررابطه با احتمال چشم اندازی از غارت جمعی می ترسند، همانطور که این رویداد پس از درگیری و جنگ در عراق و سوریه اتفاق افتاد، جایی که جنگجویان افراطی با فروش آثار باستانی در بازار سیاه کمک مالی و پول جمع کردند. زیرا آثار باستانی غارت شده یک بازار سیاه سودآور بین المللی را تشکیل می دهد و ارتباطی بین این بازارها و گروه های تروریستی بین المللی مانند دولت اسلامی وجود دارد. با این حال علی رغم تسخیر کشور توسط طالبان، هنوز به موزه ملی کشور آسیبی وارد نشده است. (Agence France-Presse, 2021)

این در حالیست که به گزارش ایندیپندنت فارسی سی ‌یکم فروردین ۱۴۰۰ (۲۰ آوریل ۲۰۲۱)، واشنگتن، ۳۳ قلم آثار باستانی و تاریخی مربوط به افغانستان را به سفارت این کشور در ایالات ‌متحده آمریکا تسلیم کرد. دفتر دادستانی نیویورک این ۳۳ اثر باستانی را به رویا رحمانی، سفیر افغانستان در ایالات‌ متحده آمریکا تحویل داد تا به موزه ملی کابل انتقال یابند.

بنابراین گرچه تا کنون میراث غنی افغانستان در موزه ملی از تلاش های مخرب طالبان سلامت مانده است، لیکن بی احترامی و بی اعتنایی شورشیان اسلامگرا نسبت به هنر تصویری از گذشته مشهور است و شاید بتوان گفت همچنان سرنوشت آثار و بناهای تاریخی در افغانستان طی سال های آتی از حکومت طالبان مشخص نیست. در روز سقوط کابل، موزه ملی با ارسال پیامی در فیسبوک نگرانی خود را از وخامت اوضاع امنیتی شهر را اعلام، اما به پیروان اطمینان داد که ۸۰ هزار آثار باستانی موزه سالم است. این موزه از جناح ها و طرفین از جمله طالبان درخواست کرد که در صورت وخامتِ “وضعیت آشفته و هرج و مرج” از غارت جلوگیری کنند.

اما اهمیت موضوع تنها آثار باستانی نیست، بلکه به گفته محققان و کارشناسان، کلیتِ میراث فرهنگی افغانستان – شعر، فیلم، موسیقی، هنر، آثار باستانی، بناهای تاریخی، مجسمه ها، موزه ها و موارد دیگر – همگی با بازگشت طالبان به قدرت در معرض خطر “خشونت فرهنگی” هستند. این تاریخ خشونت آمیز به مدت پنج سال تجربه شد، زمانی که طالبان از سال ۱۹۹۶ تا زمان حمله ایالات متحده که دولت آنها را در سال ۲۰۰۱ سرنگون کرد، بر بیشتر افغانستان حکومت کردند.

آثار باستانی، آلات موسیقی و نوارهای کاست را از بین بردند. آواز خواندن ممنوع و کتابخانه ها سوزانده شد. و اجازه دادند تا موزه ها خراب، ویران و غارت شوند. شاید مشهورتر از همه، ماه ها قبل از حملات ۱۱ سپتامبر و حمله ایالات متحده بود که، جهان از وحشیگری طالبان وحشت کرد و طالبان نهایتا در مارس ۲۰۰۱ مجسمه های بودا در بامیان، یکی از ولایت های مرکز افغانستان را منفجر کرد. این دو مجسمه غول پیکر متعلق به قرن ششم و بخشی از میراث جهانی یونسکو بود.

تولد دوباره میراث افغانستان پس از سال ۲۰۰۱

واضح است که میراث باستانی و فرهنگی در افغانستان طی ۲۰ سال گذشته، یک تولد دوباره ای را تجربه کرده است. به طوری که این میراث درصدها طرح ملی و بین المللی برای بازسازی و حفظ آن و همچنین توسعه ظرفیت فنی حضور داشته اند. بسیاری از موزه های افغانستان در سال های اخیر مرمت شده اند. مهمترین آنها موزه ملی در کابل بوده است. خوشبختانه بسیاری از این میراث توسط کارمندان این موزه مرمت شدند.

علاوه بر این میراث ملموس آثار غیرملموس افغانستان نیز در این سال ها مورد توجه قرار گرفت. به طوری که در سال ۲۰۱۶ نوروز به عنوان میراث مشترک کل منطقه در فهرست یونسکو قرار گرفت. همچنین در سال ۲۰۲۰ سبک مینیاتوری بهزاد، رقص ملی اَتَن و ساز رباب (یک ساز موسیقی سنتی) و پروژه های مشترک با کشورهای همسایه و منطقه در زمینه فرهنگ جاده ابریشم به عنوان بخشی از برنامه یونسکو از سال ۲۰۱۱ تا۲۰۱۸ آغاز شد.

بنابراین، در طول سی سال گذشته ما مشاهده کردیم که چگونه درگیری ها در خاورمیانه و آسیای مرکزی آثار مخربی برجای گذاشته است. از آسیب های ناشی از اشغال مسلحانه مناطق باستان شناسی گرفته تا تخریب تعمدی، غارت و حفاری های غیرقانونی. علاوه بر این وضعیت تنش های سیاسی بین المللی تنها می تواند به اختلال در برنامه های حفاظت ملی و بین المللی و پراکندگی متخصصین فنی در طول زمان منجر شود.

با این حال اگر جناح های افراطی طالبان دولت بعدی افغانستان را کنترل کند، تاریخ بدنام تخریب فرهنگی این گروه نیز می تواند تکرار شود. در نتیجه، ضروری است تا کشورها و سازمان هایی که در حفاظت از میراث افغانستان مشارکت دارند، فورا ابتکارعمل هایی را برای حفاظت از آثار و محیط آن ها آغاز کنند و مهارت های مدیریتی را در این راستا افزایش دهند. (BANDARIN, 2021)

در هر صورت می توان گفت ترس از جانب کسانی که وظیفه مراقبت از میراث فرهنگی منحصر به فرد کشور را بر عهده دارند ترسی بی دلیل نیست. نگرش طالبان نسبت به آثار دوران گذشته، به ویژه آثار پیش از اسلام، در دنیا آنها را بدنام نشان داده است؛ هر چند این بار به نظر می رسد که طالبان با احترام به تاریخ ملت وععد تغییر داده اند. چنانچه پیشتر در ماه فوریه ۲۰۲۱ طالبان بیانیه ای صادر کردند که وعده داد از میراث فرهنگی ملت محافظت کند و به نیروهای خود دستور داد از غارت جلوگیری کنند.

در این بیانیه آمده بود: “از آنجا که افغانستان کشوری مملو از آثار باستانی و باستانی است و این آثار بخشی از تاریخ، هویت و فرهنگ غنی کشور ما را تشکیل می دهد، بنابراین همه موظف به حفاظت، نظارت و نگهداری از این آثار هستند.” آنها قویا به پیروان خود دستور دادند که از آثار محافظت، نظارت و نگهداری کنند”، حفاری های غیرقانونی را متوقف کرده و “از تمام اماکن تاریخی” محافظت کنند.

همچنین سهیل شاهین، سخنگوی طالبان، پیشتر در ۱۶ آگوست ۲۰۲۱ در مصاحبه ای با رونامه محلی دیلی میرور سریلانکا گفت: “اماکن بودایی در افغانستان در معرض خطر نیستند. من هرگونه ادعایی در این زمینه را رد می کنم.” اما تنها زمان نشان می دهد که این موضع گیری های طالبان تنها تاکیتیکی برای کاهش مقاومت جامعه جهانی در برابر ظهور مجدد آنها و یا تغییری واقعی و برآمده از تجربیات تلخ گذشته است.

بنابر گزارش وب سایت تایمز هند (times of India) از یک سو برخی چون محمد فهیم رحیمی، رئیس موزه ملی کابل در همین زمینه گفت: “متأسفانه این بیانیه شفاف و آشکار نیست، به ویژه در مورد میراث قبل از اسلام. شما می دانید که چه اتفاقی برای این مجموعه در جنگ داخلی و در سال ۲۰۰۱ افتاد.”

اما در مقابل، به گفته باستین واروتسیکوس، کارشناس میراث فرهنگی، طالبان از گذشته تحت تأثیر طوفان خشم و عصبانیتِ مردم از تخریب بوداها بوده اند و احتمالا تمایلی به مذمتِ مجدد از سوی جامعه جهانی ندارند. وی گفت: “طالبان درک کاملی از این موضوع دارند و در ارتباطات خود سعی می کنند هم به افغان ها و هم به جامعه بین المللی اطمینان دهند.” اما بسیاری هنوز در شک و تردید هستند و به تضمین های مشابهی که طالبان دفعه گذشته داده و سپس نادیده گرفته است اشاره دارند. (Bowley et al, 2021)

حفظ آثار تاریخی و میراث فرهنگی افغانستان، فرصتی برای طالبان؟

به طورکلی می توان گفت، پس از سقوط دولت طالبان در ۲۰۰۱ و تلاش های صورت گرفته برای محافظت و بقای آثار و بناهای تاریخی افغانستان در طی سال های گذشته، همچنان شاهدِ اخباری ناخوشایند مبنی بر سرقت و قاچاق سرمایه های ملی کشور بودیم. چنانچه چندی پیش وبسایت “صدای میراث” از فروش محموله ای زرین از جواهرات افغاستان موسوم به گنجینه باختر در بازار سیاه گزارش داد. این آثار از منطقه ای به نام “طلا تپه” در شمال افغانستان به دست آمده است.

شاید بتوان گفت این دست اتفاقات ناخوشایند نتیجه ای از بی توجهی و عدم رسیدگیِ دولت های پیشین به مسئله حفاظت و نظارت دقیق بر آثار باستانی افغاستان بوده است، لیکن آنچه در حال حاضر نگران کننده می نماید، احتمالِ سوء استفاده ی طالبان از این آثار و بناها برای دست یابی به اهداف سیاسی خود چون: به رسمیت شناخته شدن و مشروعیت یابی توسط جامعه جهانی است. چنانچه امکان آن وجود دارد که با پس زدنِ طالبان توسط کشورهای بسیاری، این گروه دست به اقدام های تلافی جویانه و تخریب آثار ملی و تاریخی بزنند.

با این اوصاف، درحالی که طالبان شروع به تأیید و تصویب برخی از بدترین ترس های بین المللی در مورد حقوق بشر کرده اند، سرنوشت میراث فرهنگی در آینده هنوز معلق است. از سال ۲۰۰۱، افغانستان نُه قانون مختلف حفاظت از میراث یونسکو را امضا کرده است. لغو هر یک از آنها نقض قوانین بین المللی خواهد بود – اما مشخص نیست که آیا طالبان از این کنوانسیون ها حمایت خواهد کرد یا خیر.

شاید طالبان با تخریب برخی از آثار باستانی درصدد گرفتن زهرچشم و ترساندن جامعه ی جهانی باشد، لیکن به نظر می رسد این روند را ادامه نخواهد داد. شاید یک دلیل ساده برای این تغییر موضع وجود داشته باشد: فرصت اقتصادی. پروژه های میراث فرهنگی منبع درآمد حیاتی در اقتصادیست که تقریبا از بین رفته است. فیلیپ مارکیز، رئیس هیئت باستان شناسی فرانسه – اختصارا دافا- می گوید: میراث فرهنگی می تواند این کشور را از موقعیت اقتصادی جاری خارج کرده و به عنوان عامل ثبات عمل کند.”

گنجینه باختر

منابع:

– Agence France-Presse, (2021), “Taliban takeover sparks fear for Afghanistan’s heritage after 20 years; reminiscent of Bamiyan Buddha destruction”, https://www.firstpost.com/world/taliban-takeover-sparks-fear-for-afghanistans-heritage-after-20-years-reminiscent-of-bamiyan-buddha-destruction-9954321.html
– BANDARIN, FRANCESCO, (2021), “Afghanistan: the historical sites of key concern after the Taliban’s return”, https://www.theartnewspaper.com/analysis/afghanistan-cultural-heritage
– Bowley, Graham and Mashberg, Tom and Kambhampaty, Anna P. (2021), “Taliban Vows to Protect Afghan Cultural Heritage, but Fears Persist”, https://www.nytimes.com/2021/08/20/arts/taliban-afghan-cultural-heritage.html
– Droogan, Julian and Choat, Malcolm, (2021), “The Taliban’s rule threatens what’s left of Afghanistan’s dazzlingly diverse cultural history”, https://theconversation.com/the-talibans-rule-threatens-whats-left-of-afghanistans-dazzlingly-diverse-cultural-history-167780

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا