سر تیتر خبرهاسیاستفرهنگ و اجتماعنخستین خبرهایادداشت ها

انقیاد زنان در سایۀ سنت های پشتونی

۳۰ قوس (آذر) ۱۴۰۰ – ۲۱/ ۱۲/ ۲۰۲۱

حاکمیت مجدد طالبان بر افغانستان، تصویری ناخوشایند از تحکم احکام سخت گیرانه و واپسگرای حکومت آنان در دهه ۹۰ بر عموم افغان ها به ویژه زنان را تداعی کرد. زمانی که زنان بدون حضور محارم شرعی خود حق بیرون رفتن از خانه را نداشته و یا برای تحصیل، اشتغال، نقش آفرینی در جامعه و برخورداری از آزادی عمل و استقلال، حقوق عادلانۀ مشخص و تعریف شده ای نداشتند. آنگونه که ظواهر امر نشان می دهد، نوطالبان نیز از زمان قدرت یابی مجدد در اواسط اوت ۲۰۲۱، همچنان درپیِ اجرایی سازیِ قوانین اسلامی دگماتیک برروی این قشر از جامعه و سوق دادن آنها به خانه نشینی و انزوا بوده اند.

اما شاید موجی از فشارهای جامعه جهانی به منظور تعهد و تبعیت طالبان برای احترام به حقوق بشر و همچنین حقوق زنان، تا حدودی دست و پای این گروه رادیکال برای تحدید و نادیده گرفت حقوق زنان را بسته است؛ گرچه همچنان شاهد صدور احکامی ناروا از سوی طالبان بر زنان و دختران افغان هستیم. چنانچه با منع ادامه تحصیل دختران در مقاطع بالاتر از صنف ششم، جداسازی کلاس های دانشگاهی، ممانعت از تداوم حضور زنان شاغل در کار خود، عدم مجاز دانستن ورزش بانوان و مواردی از این دست، نشان داده اند که ماهیت تنگ نظرانه آنها نسبت به زنان همچنان بدون تغییر باقی مانده است.

شاید بتوان گفت این تعصب همراه با عقاید خصمانه نسبت به موجودیت و نقشِ نیمی از نیروی فعال در جامعه، به ریشه هایی کهن از سنت های سخت گیرانه و تعصب آمیز مبنی بر احکام و قوانین خاص پشتونی باز می گردد. در نتیجه واکنش و ابراز نارضایتی زنان افغان تنها به زندگی تحت سلطه طالبان و روایت آنها از فرهنگ پشتون مربوط نمی شود، بلکه بر ناعادلانه بودن این هنجارها و ارزش های حاکم بر زندگی خود و تحکم قوانین مذهبی یا فرهنگی در مورد حقوق و ارزش معطوف بر موجودیت زن نیز مرتبط است. بنابراین باید اشاره کرد که جریان های اعتراضی زنان، نه تنها تلنگری در جهت توجه جهانیان به سایۀ سنگین حکومت طالبان بر آنها می باشد، بلکه به ناعادلانه بودن اصول و احکام خشک و خشنی که پشتون ها، قومیتی که طالبان به آن تعلق دارند نیز باز می گردد.

سنت ها و اشاعه احکامی جنسیت زده

چند روز پس از تسلط طالبان بر کشور، آنها وعده دادند که با زنان رفتار منصفانه ای داشته باشد، اما متعاقبا شاهد بودیم که به زنان شاغل اعلام کردند تا زمانی که نظامنامه ای برای حفظ امنیت آنها وجود نداشته باشد، بهتر است در خانه بمانند و پس از آن نیز یک حکومت حاکم تشکیل دادند که زنان را مستثنی و به نوعی حذف کرد. در حالی که طالبان در شکلی افراطی از اسلام گرایی ریشه دارد، اعتقادات و اعمال آنها نیز بر اساس آیین نامه و پیمان های سنتی قبیله ای پشتون بوده و این قانون عرفیِ قبیله ایست که روشن ترین بینش ها در مورد رفتار و ایدئولوژی طالبان پیرامون نقش های جنسیتی و موقعیت زنان را ارائه می دهد. اما این منشور رفتاری چه تأثیری بر زنان دارد؟

بر اساس این آیین نامه، نجابت و عفت جنسیتی و رفتار عمومی زنان از عناصر بسیار مهم در مقوله ناموس برای مردانه است. دختران و زنانی که یک مرد پشتون مسئولیت آنها را بر عهده دارد باید همیشه مطابق با سنت های اجتماعی پشتونی رفتار کنند و زندگی تحت حکومت طالبان نیز به منزله ی تعمیم و توسعه ی این احکام بر کلیت جامعه است. در جهان بینی پشتون، ناموس یک مرد و نجابت زنان خانوادۀ او به شدت در هم تنیده شده است.

یک عنصر حیاتی در حفظ شرافت و فضیلت زن، «پرده نشینی» یا گوشه ‌نشینی است؛ یعنی دسترسی محدود زن به دنیای خارج از خانواده ‌اش. از همان اوایل کودکی به دختران گفته می شود که اگر قوانین پرده و گوشه نشینی را زیر پا بگذارند، باعث شرمساری خود و خانواده شان خواهند شد. درحالی که قانون پرده نشینی به طور کلی به عنوان روشی برای محافظت از زنان در برابر خطرات خارجی تعریف می شود، اما با خود معنایِ عمیق و پنهانی را نیز به دوش می کشد، و آن این بوده که زنان موجودات خطرناک، نیمه متمدن و خارج از کنترلی هستند و تا زمانی که حوزه عمل آنها به پرده نشینی محدود نشود، خانواده را شرمنده می کنند.

چنین کنش های خشک و سخت گیرانه ای از اهمیتی که به”پشتونوالی” نسبت داده می شود نشات می گیرد. زنی که در خانه می ماند و در چشم غریبه ها تقریبا ناپیداست، نمی تواند خود یا خویشاوندان مردِ خود را بی حرمت و سرافکنده کند. به طور کلی باید گفت ما شاهد بودیم که چطور عقاید و ایدئولوژی هایی از این دست و برای نشان دادن شرافت و فضیلت زنان، حکومت طالبان در اواخر دهه ۱۹۹۰را شکل داد. محدودیت ‌های تحمیلی بر زنان که از احکام شریعت و قوانین قبیله ‌ای پشتون نشات می گرفت، فوق ‌العاده سخت گیرانه و فراگیر بود؛ چنانچه از نحوه لباس پوشیدن زنان تا نحوه رفتار آنها در ملاء عام را در بر می گرفت.

لباس زنان به گونه ای طراحی شده بود که از دید عموم پنهان باشد. عكاسي و فيلمبرداري از زنان جايز نبود و تصاوير زنان روي بيلبوردها، روزنامه ها، مجلات، كتاب ها و در ويترين مغازه ها ممنوع بود. امری که با ورود مجدد طالبان بار دیگر زنده شد؛ چنانچه طبق گزارش ها، با ورود طالبان به کابل در اواسط ماه اوت، تصاویر زنان در سطح شهر و همچنین سالن های زیبایی به سرعت محو شد. با این حال، همه این ممنوعیت ها تصویر کاملی از رنج و محنتی که زنان در دوره پیشین حکومت طالبان تحمل می کردند را ارائه نمی دهد.

لازم به ذکر است که قوانین حاکم بر زنان تنها تحدید کنندۀ فعالیت های آنها نبوده، بلکه گاهی تهدیدی بر زندگی زنان نیز محسوب می شد. زنان مجاز بودند تنها از پزشکان مرد برای درمان استفاده کنند، حتی اگر مردان تنها پزشکان بهداشت و درمان در یک منطقه می بودند. از آنجایی که زنان از ترک خانه‌ های خود، دستگیری و ضرب و شتم به دلیل تخلفات جزئی وحشت داشتند، بسیاری از آنها حتی اصلا برای بیرون رفتن در ملاء عام، و دریافت مراقبت ‌های پزشکی مورد نیاز تمایلی نشان نمی دادند.

بدین ترتیب، محدودیت ‌های سخت‌گیرانه طالبان تا حد زیادی موفق شد زنان افغان را از جریان زندگی عمومی حذف کند. به هر حال باید گفت در استفاده ی ابزاری طالبان از اسلام و نقش موثر احکام قومی پشتون، حذف تدریجی زنان کلید خورد. تحکیم بنیادگرای اسلامی که توسط طالبان اعمال می‌شود، همراه با اعمال سختگیری ‌های قوانین قبیله ‌ای پشتون بر زنان، احتمالِ اصلاح و تعدیلِ طالبان را بعید می سازد. (Margolis, 2021)

تعصب و نابرابری جنسیتی در الگوسازی ذیلِ روایت های عرفی و عامیانه ی پشتون

روایت های عرفی آمیزه ‌ای از باورها، آداب و رسوم، سنت ‌ها، ارزش ‌ها، حقایق و داستان‌ های تخیلی متناسب با ذهنیت یک جامعه هستند و این روایت ها بخش ارزشمندی از ادبیات فولکلور و فرهنگ پشتون را تشکیل می‌دهند. اما مردان پشتون با حفظ این روایت ها و انتقال آنها، قانون افتخارآمیز خود یعنی پشتونوالی را تقویت می کنند؛ درنتیجه این احکام به عنوان رهنمودهایی برای تکامل هویت های مبتنی بر جنسیت نیز عمل می کنند.

ذکر این نکته ضروری است که پشتون ها یک جامعه مردسالاری را تشکیل می دهند که ذیل آن مردان در جنبه های مختلف زندگی سلطه داشته و زنان عمدتا حامی، مطیع و تحت انقیاد مردان هستند. دنیایِ معمول در عرف پشتونی مردانه است. مرد تماما آزاد است و اجازه دارد فعالیت ها و مناسبات خود را بدون محدودیت انجام دهد، در حالی که دنیای زنانه به چهار دیوار خانه او محدود شده است. در آنجا نیز انتظار می رود که او با پخت و پز و شست و شو و بچه داری به مرد خانواده خود خدمت کند. به ندرت زنی را می بینیم که خانه را برای یک کار بیرون ترک کند. همین طرز فکر در جامعه پشتون نیز حاکم است و در سطح ملی توسط رهبران نمایان است. (Khan, 2017: 110-112)

به طور کلی می توان گفت آداب و رسوم و سنت های قبیله ای بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ پشتون را تشکیل می دهند. پشتون های امروزی در نتیجه تأثیرات مدرن دستخوش تغییرات زیادی شده اند، اما سنت ها و آداب و رسوم چند قرنی آنها تغییر قابل توجهی نداشته است. همان گونه که اشاره شد، زندگی پشتون ها توسط پشتونوالی که یک قانون مورد احترامِ نانوشته است اجرایی می شود.

پشتونوالی و زنان: محدودیت یا فرصت؟

پشتونوالی حاوی ارزش های و هنجارهایی است که برای پشتون ها محترم بوده و همه واقعیت های زندگی آنها را تنظیم می کند. در این میان برخلافِ دیدی نه چندان مثبت به این پدیده، برخی از صاحب نظران پشتون به آن خوشبین هستند. چنانچه باتوجه اظهارنظرهای برخی اندیشمندان پشتون، پشتونوالی نه تنها مانعی برای زنان بلکه همراه با آنها نیز هست.

چنانکه، سنا اعجاز، کنشگر برجسته حقوق بشر و رهبر «واک تحریک» [جنبش توانمندسازی زنان پشتون] معتقد است که پشتونوالی ــ مانند سایر نظام‌های اخلاقی و فرهنگی ــ پویا و پیرو تغییر است. او می‌گوید که رهبران آرمان‌ گرای پشتون بر شمولیت زنان پشتون در مبارزات سیاسی تأکید، و برای مشارکت زنان در همه‌ حوزه‌ های زندگی دادخواهی کرده ‌اند.

او می‌ افزاید: «باچاخان دختر خود را به تحصیل و زنان را به نوشتن برای “پختون” ــ که یک مجله ادبی-سیاسی و بلندگوی پشتون‌ ها در اوایل قرن بیستم در برابر راج بریتانیایی بود ــ تشویق می‌کرد و از زنان خواست سازمان سیاسی خود را ایجاد کنند. عبدالصمد خان اچکزی [رهبر سیاسی و ناسیونالیست پشتون] وقتی در زندان بود، به جای این ‌که یک مرد را انتخاب کند، دختر خود را برای اداره امور خانۀ خود پیشنهاد کرد و با وی از زندان و از طریق نامه ‌نویسی مکاتبه می ‌کرد. اوضاع بسیار تغییر کرده است، اما زنان پشتون هنوز برای این‌که بتوانند تغییر اساسی را در سیستم کلی پشتونوالی بیاورند، راه طولانی را در پیش دارند».

همچنین، پروفسور اباسین یوسف‌زی معتقد است که پشتونوالی مانعی فراروی توانمندسازی زنان نیست و زنان پشتون دیریست تقریبا در هر بخش از زندگی نقش مؤثری را ایفا کرده‌اند. او از ملاله میوند یاد می‌کند که از دوره انگلیس تاکنون نماد مبارزه سیاسی بوده است. اباسین یوسف‌زی می‌پذیرد که با توجه به شرایط خاص پشتون ‌ها، نقش زنان در دوره ‌های اولیه بسیار مهم نبود. اما می‌ گوید که اکنون تغییر، اجتناب ‌ناپذیر است و باید آورده شود.

او می افزاید که تاریخ شاهد داستان‌های شجاعت و قهرمانی زنان پشتون است که از خود در کنار مردان به نمایش گذاشته ‌اند. او می‌گوید: «زنان در پشتونوالی از جایگاه و احترام ویژه برخوردارند. با این‌حال، بازبینی [این کُد] دامنه ‌ی آن‌ را وسیع و اهمیت آن ‌را در دنیای مدرن امروز افزایش می‌ دهد». (شینواری، ۱۳۹۹)

به هر حال از دید مخالفان، نمی توان منکر شد که بر اساس فرهنگ سنتی پشتون، مردان از سنین پایین شروع به تأثیرگذاری بر زندگی دختران کرده و با سلطه بر مسائلی من جمله تحصیل تا انتخاب همسر برای زندگی آنها نسخه پیچیده و اعمال قدرت می‌کنند. پس از ازدواج نیز، شوهر و همسر زن ممکن است کنترل زندگی او را در دست بگیرند. مردان می توانند درباره مسائلی مانند تعداد فرزندان، نقش زن در جامعه و محدودیت های زنان در جستجوی تحصیل یا شغل تصمیم بگیرند. مبنای هدایت و جهت دهی به چنین تصمیم گیری بر محور عفت و شریف بودن زنان می چرخد که حساس ترین مسئله در جامعه پشتون است.

در این روند تمرکز به طور کلی روی کلمه نجابت (honour) است؛ چنانکه چندین کلمه مرتبط برای آن در پشتو وجود دارد -غیرت، شرافت، عفت و ناموس- که جنبه ‌های مختلف از هنجارهای اجتماعی و احکام قبیله ‌ای را می ‌رسانند. این ارزش‌ های قبیله‌ ای «هویتی پیچیده‌ مبتنی بر استقلال اخلاقی و اجتماعی اقتصادی» را می‌سازند. چنین سنت‌ها و هنجارهایی -به معنای واقعی کلمه ساخته دست انسان- شکل افراطی از یک جامعه مردسالار با سلسله مراتب درونی و تضاد متمایز بین موقعیت مرد و زن را تشکیل می‌دهند.

استدلال آنها براین مبنی است که عزت و شرف مرد حالتی فعال و پیشگیرانه دارد و به واسطه ی رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز ابراز و بیان می شود، در حالی که عفت و نجابت برای زنان لزوما منفعل، انقیادپذیر و متکی بر دوری از سرافکندگی می باشد. از یک زن پشتون انتظار می رود که بر اساس هنجارهای اجتماعی رایج، ارزش های فرهنگی و قوانین قبیله ای زندگی کند. (Jamal, 2014: 19)

زن ستیزی و اعمال خشونت با توجیهِ غیرت و ناموس

شاید بتوان گفت برخی شیوه های سنتی و مرسومِ نه چندان درست اما جا افتاده در افغانستان یکی از قوی ترین منابع خشونت را تشکیل می دهد، مواردی چون پیشنهاد فروش زنان در قالب ازدواج، و قتل های “ناموسی” زنان به دلیل ادعاهایی باطل از سوء رفتار جنسی. یکی از ارجمندترین این ارزش ها در افغانستان مقولۀ غیرت و ناموس است. هزاران مورد وجود داشته است که زنان به واسطه ی تسلط این ارزش ها و احکام مورد شکنجه بدنی، ضرب و شتم شدید، مثله کردن وحشیانه، زنده زنده سوزاندن یا اسیدپاشی قرار گرفته و یا همچنین مجبور به ازدواج در سنین پایین، تجاوز جنسی یا فروخته شدن برای فحشا و بسیاری از این موارد گردیده اند.

بدین ترتیب قرار گرفتن زنان در زنجیره هایی از آنچه تقدس و شرافت به حساب می آید به تملک، انقیاد و خشونت کشیده شده است. علاوه بر سنت های فرهنگی و عرف متداول، موراردی چون تداوم نظام های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، مذهبی و قبیله ای بی تفاوت و فاسد نیز فرصت هایی را برای استثمار قانونی یا غیرقانونی زنان توسط مردان فراهم کرد.

شاید بتوان گفت در شورش علیه این سخت گیری های ظالمانه، سنتِ ساختن آوازهای زنانه به نام لندی وجود داشته باشد. لندی ها اغلب «مضامین عشق رمانتیک، شجاعت و سرپیچی از مردان» را بیان می کنند. در واقع، بخشی از محتوای اشعار شاعران پشتون را محتوایی همچون تبعیض علیه زنان هم در خانواده و هم در اجتماع و محدودیت های اعمال شده بر آنان دربر می گیرد. به طور مثال اشعار لندی، شکلی از شعر زنان پشتون است که نمونه ای بارز از بازتاب اجتماعی زنان پشتون در آن آورده شده است؛ قالب شعری که اجازه بازگویی احساسات زنان پشتون را می دهد.

تاریخ ادبی افغانستان مملو از ادبیات مردانه است. زنان افغانستان به دلیل فراهم نبودن زمینه ها و موجودیت باورها و رسم های ناپسند در زمینه غنامندی ادبیات، شعر و نویسندگی همواره در انزوا بودند و هرگز نتوانستند احساسات، عواطف و دل واپسی های خود را در نوشته های خود بیان کنند. به همین دلیل تا اوایل قرن بیستم بیشتر نوشته های نویسندگان زن رنگ و بوی مردانه داشت.

همان گونه که مدینه هادی در روزنامه هشت صبح اشاره کرده، ادبیات پشتو نیز رنگ و بوی مردانه به خود گرفته است و نه تنها از این امر مسثتنی نبوده است بلکه شاید بتوان گفت سختگیرانه تر عمل کرده است. اما در این میان عرصه بر زنان شاعر پشتون تنگ تر بوده است. چنانکه زنان پشتون تا اوایل قرن بیستم اجازه اظهار هویت در اشعار خود نداشته اند. اما قرن بیستم نقطه عطفی بود در سرنوشت ادبی زنان پشتون. در نتیجه به اشعار زنان پشتون نه تنها به عنوان شعر بلکه به عنوان آیینه ای از شرایط زندگی آنها نیز باید توجه کرد.

جمع بندی

در واقع، سنت های فرهنگی سفت و سخت «پشتونوالی» همراه با طاعون افراط گرایی مذهبی منجر به آن شده است که تصویری مبهم، تاریک و دشوار از زنان در افغانستان ارائه شود. درکل نمی توان منکر شد که هویت قبیله ‌ای و باورهای سنتی که در پشتونوالی پایه‌گذاری شده ‌اند، بیشتر از هویت ملی، طبقاتی و یا حتی جنسیتی بر اکثر پشتون‌ ها تسلط و تحکم دارند. تا جایی که می توان گفت این قوانین در بین پشتون ها به قدری ریشه گرفته و سنت ها و آداب و رسوم قبیله ای در میان اکثر پشتون ها چنان به قوت خود باقی مانده اند که نه تنها پیوند های ازدواج، بلکه وفاداری های سیاسی را تعیین می کند.

در کل باید گفت تعصب و تقید پشتون ها بر اعمال احکام و قوانین سخت گیرانۀ خاص، نه تنها تحدید کننده ی موجودیت و نقش زنان است، بلکه در تهدید زندگی آنها نیز دخیل است. این دست اصول مبتنی بر موازین ناعادلانه تنها به نابرابری جنسیتی و جامعه ای جنسیت زده دامن می زد. طالبان نیز با توجه به تعلقات قومی خود، درصدد تحکم ساختارهایی زن ستیز و متکی بر انقیاد این قشر از جامعه در قالب شهروندانی درجه دوم هستند، دریغ که جامعۀ زنان افغانستان دیگر زیر پرچم احکامی عقب مانده، واپس گرا و بی پایه نرفته و با مطالبه گری و اعتراض به وضعیت موجود در پی ساختار شکنی برخواهند آمد.

منابع:

– پژواک، جلیل، (۱۳۹۹)، “پشتونوالی و زنان پشتون”، شیرعلم شینواری، مترجم: جلیل پژواک، https://www.etilaatroz.com/104135/pashtunwali-and-pashtun-women/
– Jamal, Aamir, (2014), “Men’s Perception of Women’s Role and Girls’ Education among Pashtun Tribes of Pakistan: A Qualitative Delphi Study”, Cultural and Pedagogical Inquiry, 6(2)
– Khan, Qaisar, (2017), “Understanding Gender in Pak-Afghan Pashtun Society: A Sociolinguistic Analysis of Folk Stories”, NUML Journal of Critical Inquiry Vol 15 (I)
– Margolis, Maxine L. (2021), “It is not just Sharia law: The Taliban, Pastunwali and Afghan Women”, https://www.newswise.com/articles/it-is-not-just-sharia-law-the-taliban-pastunwali-and-afghan-women

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا