سر تیتر خبرهاطالباننخستین خبرهایادداشت ها

طالبان و رویارویی با طبیعت: طالبان بحران آبی در افغانستان را چگونه مدیریت خواهد کرد؟

۵دی(جدی)۱۴۰۰-۲۰۲۱/۱۲/۲۶

حضور غیرمنتظره طالبان در افغانستان علاوه بر اینکه شوک بزرگی به جهان وارد کرد، برای خود این گروه که بیست سال در کوه ها و بیابان ها  فعالیت می کردند، سرآغاز ورود به میدانی از چالش های بزرگ و فراتر از مدیریت یک جنبش نه چندان بزرگ افراطی اسلامی بود. گروه طالبان به جز دوره کوتاه پنج ساله حکومت داری که یکی از تاریک ترین دوره های تاریخی افغانستان را رقم زد، هیچ تجربه ای از حکومت داری آن هم در نظام جهان مدرن با تغییرات به وجود آمده نداشتند. همین امر منجر به آن شد که با گذشت زمان و پیچیدگی مدیریت حکومت، حضور این گروه در قدرت برای این گروه و افغانستان بحران آفرین باشد.

 در این میان بحران آب در افغانستان باتوجه به خشکسالی های شدید سال های اخیر از یک سو و چندین دهه جنگ و عدم مدیریت صحیح آن از سوی دیگر، یکی از جدی ترین مسائلی که به مانند سایر بخش های افغانستان با بازگشت طالبان تحت تاثیر قرار گرفته است. چنانکه به گفته یک گروه بین المللی از محققان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان نوید بخش خوبی برای بخش آب کشور نیست. این در حالی است که بیش از ۷۰ درصد مردم افغانستان به آب آشامیدنی پاک دسترسی ندارند و بیشتر مناطق کشور دچار تنش آبی هستند. درواقع، طالبان تخصص فنی یا مدیریتی برای نظارت بر سیستم های پیچیده و کمبود آب را ندارند. فرار مغزها و نیروهای متخصص نیز نیز در این میان بحران را عمیق تر هم کرده است. اما این گروه در تازه ترین اظهار نظر خود در مورد بحران آبی گفته است که حدود ۷۰ درصد آب های افغانستان به بیرون از کشور می رود و با مهار آن ما می توانیم در قسمت کشاورزی به خودکفایی برسیم. مجیب الرحمن عمر، معاون وزارت انرژی و آب طالبان در تازه ترین نشست خبری خود در کابل گفته که رهبری این وزارت در تلاش مهار و مدیریت آب های این کشور است که برای بهبود مدیریت این بخش، حوزه های آبی کشور را به پنج حوزه تقسیم کرده ایم. اما آنچه مهم و حیاتی به نظر می رسد عملکرد و مدیریت بحران آب توسط طالبان هم در داخل کشور و هم در رابطه با کشورهای منطقه ای است. چراکه سایه دهه ها جنگ بر پیکره افغانستان و عدم آشنایی و تخصص طالبان در مدیریت این منبع چشم انداز روشن و مثبتی را دراین بخش نشان نمی دهد.

سایه تاریک بلای انسانی بر منبع طبیعی در افغانستان

سال ها ناامنی و جنگ در افغانستان منجر به خلق بحران های متعدد و عدم مدیریت صحیح منابع طبیعی در این کشور شده است. از طرف دیگر، بحران آب و تنش های لاینحل آن با همسایگان همیشه یک بحث جدی را بین افغانستان و کشورهای همسایه خلق کرده است. این در حالی است که بخش زیادی از جمعیت افغانستان وابسته به کشاورزی هستند و باتوجه به جمعیت رو به افزایش افغانستان تعداد بیشتری نیاز به دسترسی به آب پیدا خواهند کرد. اکنون نیز این کشور پس از سال ها درگیری برای بازآفرینی خود به تامین آب پایدار نیاز دارد. درواقع مدیریت مطمئن آب یک عامل حیاتی برای هرگونه پیشرفت در افغانستان است. اما منابع آبی آن به طور فزاینده ای تحت تاثیر خشکسالی های اخیر قرار دارد.  چنانکه شورای پناهندگان نروژ  تخمین می زند که امروز از هر سه استان، ۲ استان تحت تاثیر خشکسالی قرار دارند. با این وجود، دهه ها جنگ بسیاری از سیستم مدیریت آب موجود در کشور را نابود کرد. هرچند با کمک جامعه جهانی افغانستان به بازسازی این سیستم ها پرداخت. چنانکه جامعه جهانی ارائه کمک ها را در درجه اول بر بازسازی و نوسازی شبکه ها و سیستم های قدیمی آب که تخریب شده بودند، متمرکز کردند اما با این وجود بانک جهانی  در سال ۲۰۱۸ اشاره کرد که سرمایه گذاری و برنامه های بخش کشاورزی و آب تأثیر کمی بر «اقتصاد و بهبود معیشیت روستایی» داشته است. بنابراین، سال ها جنگ و بی ثباتی حوزه آب افغانستان را تحت تاثیر قرار داده است. در حالی که این کشور از موهبتِ آبیِ نسبتا مطلوبی برخوردار بوده و در رودخانه ‌هایی که با کشورهای همسایه مشترک می باشد از موقعیت مناسبی در بالادست برخوردار است،

عدم مدیریت آبی یا کمبود آب؟ مشکل افغانستان کدام است؟

مسئله آب و مدیریت آن همیشه یک چالش در افغانستان بوده است. به طور مثال، سازمان ملل متحد  در سال ۲۰۱۸ اعلام کرده بود که کمبود آب نه جنگ، دلیل فزاینده ای برای آوارگی در افغانستان است و از ۳۴ ولایت افغانستان حدود ۲۲ ولایت با خشکسالی مواجه اند. همچنین تنها ۲۷ درصد مردم افغانستان به آب آشامیدنی دسترسی دارند.

هرچند، واقعیت های زمینی بسیاری وجود دارد که نشان دهنده کمبود آب است اما در مجموع افغانستان دارای مقدار  آب کافی است. چنانکه تخمین زده می شد پنج حوزه آبی در افغانستان حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آب قابل دسترس را فراهم می کند اما دسترسی به آب در افغانستان مانند در دسترس بودن آب نیست. تنها حوضه ای که در حال حاضر ۱۰۰ درصد آب آن استفاده می شود، حوضه شمالی است و بقیه کمتر از ۶۰ درصد آب موجود را مصرف می کنند. با این وجود بحران آب در ولایات مختلف متفاوت است.چراکه محدودیت های جغرافیایی  واقعیت های متفاوتی را برای مردم در مناطق مختلف فراهم کرده است. همچنین بحران آب به دلیل مقیاس زمانی فصلی و توزیع مکانی منابع آب پیچیده تر هم می شود.

با این وجود، افغانستان لزوماً به طور طبیعی تحت فشار آب نیست. بلکه این کشور با یک بحران مدیرتی آب مواجه است که با سوء مدیریت منجر به تشدید بحران آبی در افغانستان شده است. چنانکه سازمان ملل متحد در سال  ۲۰۰۶  گفته بود که مسئله آب در افغانستان نه ناشی از فقدان فیزیکی منابع آب شیرین بلکه به دلیل سوء مدیریت و سرمایه گذاری در منابع آب در این کشور است. وزارت آب و انرژی نیز در سال ۲۰۱۶ گزارش داده بود که حدود ۹۰ درصد کل مصرف آب در کشور برای مصارف کشاورزی است که شاهد از بین رفتن ۵۰ درصد آن به دلیل سیستم های ناکارآمدی مدیریت آب هستیم. که یکی از دلایل آن را می توان سیستم های آبیاری غیررسمی دانست که به طور سنتی برای رسیدگی به مسئله آب محلی توسعه یافته اند. با این حال، اکنون مسئله آب تنها یک مسئله داخلی نیست. بلکه اکثر کشورهای منطقه با بحران بی آبی دست و پنجه نرم می کنند. این در حالی است که افغانستان با بسیاری از این کشورها حوضه های مشترک آبی دارد. در نتیجه افغانستان برای مدیریت صحیح آب در داخل و حل آن با کشورهای همسایه نیازمند یک دیپلماسی آبی مناسب و کارآمد است تا از تنش ها جلوگیری کند(Parwani,2018).

درواقع، کنترل منابع آبی در حال فروپاشی بوده و کاستی ‌های شدیدی در مدیریت منابع آب، کشور را در وضعیت وحشتناکی از تنش آبی قرار داده است. این کاستی و ضعف با وجود تلاش ‌ها برای بازسازی کشور، از جمله در بخش منابع آبی طی ۲۰ سال گذشته ادامه داشته است. اما کمبود مداوم آب به دلیل سوء مدیریت، همراه با اثرات تغییرات اقلیمی، بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور را نیز شدیدا تحت تاثیر قرار داده است. بخش کشاورزی که ۹۰ درصد مصرف آب کشور و ۸۰ درصد اشتغال مردم را به خود اختصاص می دهد، تا حدودی به دلیل کمبود آب، قادر به تأمین محصول و غذای کافی برای مردم افغانستان نیست. همچنین نباید تحت فشار بودن قشر زیادی از مردم به دلیل ناامنی غذایی را فراموش کرد و انتظار می رود این امر تنها با افزایش بی ثباتی بر تولیدات کشاورزی افزایش یابد.

از طرف دیگر، شاید بتوان گفت ناامنی مداوم آب یکی از عواملیست که نقش مهمی در جذب طالبان داشته است. زیرا مناطقی که با امنیت آبی ضعیفی درگیر بودند، مردان جوانی که به دلیل کاهش زمینه های مناسب کشاورزی از فرصت‌ های اقتصادی محروم شدند، اغلب پیوستن به طالبان را تنها راه تأمین معاش خانواده‌ های خود می ‌دانستند. علاوه بر این، ناتوانی دولت در رسیدگی موثر به ناامنی آبی و غذایی به مشروعیت زدایی آن کمک کرده و به طالبان این امکان را داده است تا خود را به عنوان یک جایگزین مشروع معرفی کند. چنانچه باید گفت در سطح محلی، طالبان از مزایای میراب ها بهره برده اند – نهادهای مدیریت غیررسمی محلی آب که برای قرن ها امکان تخصیص نسبتا مسالمت آمیز آبِ غالبا کمیاب در میان کشاورزان ر فراهم کرده است. میراب ها به طور گسترده توسط دولت قبلی در دوره ریاست جمهوری اشرف غنی و جوامع کمک کننده غربی در چارچوب اصلاحات در بخش آب افغانستان مورد حمایت قرار گرفتند. اما طالبان در مناطق تحت کنترل خود، میراب ها را به سمت کشت خشخاش سوق دادند.(newsecuritybeat,2021).

طالبان و مدیریت آب

در این میان، در حالی که طالبان از ترتیبات اداره آب به نفع خود استفاده می کنند و به نظر می رسد به خوبی از نقش منابع آب در زندگی و معیشت مردم آگاه هستند. آنها همچنین نشان داده اند که فاقد توانایی و تمایل برای مدیریت این منابع به نفع مردم هستند. اما به هر حال با تغییر موقعیت آنها در کشور، مسئولیت طالبان در قبال چالش های مرتبط با آب نیز تغییر می کند. چراکه آنها به جای ایفای نقش اخلالگر و مخرب، با پیامدهای وضعیت وخیم منابع آبی در کشور مواجه شده اند. به باور ناقدان، سیاست های آبی طالبان با چالش مواجه خواهد بود. اول از همه بدان دلیل که همه پیشرفت ها در تلاش برای اصلاح و تقویت حکومت منابع آب در افغانستان احتمالا معکوس خواهد شد. چنانچه بر اساس داده‌ ها و تحلیل ‌های ارائه شده توسط جامعه بین ‌المللی، این اقدامات شامل تلاش ‌های امیدوارکننده ‌ای مانند بازنگری قانون آب کشور در سال ۲۰۰۹ و توسعه طرح ‌های مدیریت حوضه رودخانه ‌ای برای حوضه ‌های اصلی کشور است. همچنین گام هایی برای حمایت از حقوقی عادلانه تر برای زنان، از جمله دسترسی به آب و سرویس بهداشتی برداشته شد. با این حال، به نظر آشکار است که تنها اتکا به ترتیبات حاکمیتی سنتی برای رسیدگی به مشکلات تخصیص آب، برداشت بیش از حد آب و آلودگی آب در کشور ناکافی خواهد بود؛ چه رسد به پیامدهای تغییرات آب و هوایی.

دوم آنکه تسلط طالبان همچنین به معنای کاهش بیشتر ظرفیت فنی در مدیریت آب است. در مورد مدیریت منابع آب، بهره برداری از زیرساخت های آب، یا سازماندهی تخصیص آب در سطوح مختلف حکمرانی، تخصص کمی در میان صفوف و مراتب آنها وجود دارد. کارشناسانِ تمام سطوح در دولت قبل کشور را ترک کرده یا در تلاش هستند تا ازافغانستان خارج شوند و یا دیگر قادر به کار نیستند. در نتیجه، طالبان برای یافتن چنین تخصص هایی جهت حفظ مدیریت منابع آب در کشور به مبارزه ادامه خواهند داد، مگر اینکه این کار به زور انجام شود.(newsecuritybeat,2021).

اما از دیگر سو و بنا بر اخبار منتشر شده و همانطور که در بالا آمد، وزارت انرژی و آب طالبان معتقد است که ۷۰ درصد از آب های کشور به هدر می روند و در صورتی که با این هدررفتِ آب مقابله شود، افغانستان در عرصه های مختلف از صنعت، زراعت و تولید انرژی برق به خودکفایی خواهد رسید. چنانچه مجیب الرحمان عمر معین وزارت انرژی و آب طالبان در ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱ در نشستی خبری از آمادگی سیاست های مدیریت و مقابله با خشکسالی و سیلاب ها در کشور و همچنین ساخت و سازهای بندهای نیمه کاره همچون بند کمال خان و شاه عروس خبر داد و به مشکلاتی چون دسترسی به آب آشامیدنی سالم نیز اشاره داشت. او اعلام کرد که دولت برای مدیریت خشکسالی، از جمله پروژه های ساخت کانال های آبیاری، سدهای کنترلی -بندهای کوچک و گاهی موقت در آبراه ها- ، سیاست دارد. او با بیان اینکه همکاران فنی و مجرب در این زمینه مشغول هستند، گفت: همه پروژه ها به تامین بودجه بستگی دارند. بدین ترتیب، جدا از عملکرد واقعی و همچنین نتایج حقیقیِ این دست سخنان صوری، به نظر میرسد طالبان حداقل در ظاهر برای به راه انداختن بخش های مختلف و دست یابی به نتایج مثبت در تلاش و برای خریدن اعتماد مردم در تقلا هستند. اما باید دید این قانومدارانِ رادیکال چگونه قادرند چالش های پیچیده آبی کشور را اداره کند.

همچنین باید گفت خشکسالی شدید، که اکنون در دومین سال خود است، به طرز چشمگیری وضعیت ناامیدکننده در کشور را بدتر کرده است. از دیگر سو، میلیون ها نفر نمی توانند غذای کافی برای خود تهیه کرده و گروه های امدادی درباره افزایش سوء تغذیه و یک فاجعه انسانی هشدار می دهند. در این شرایط کارشناسان پیش بینی می کنند که تغییرات آب و هوایی خشکسالی را حتی بیشتر و شدیدتر می کند. آنها سال ها زنگ خطر را بر سر افغانستان به صدا درآورده اند. در گزارش سال ۲۰۱۶ برنامه جهانی غذا، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد و آژانس ملی حفاظت از محیط زیست افغانستان آمده است  که «تغییر آب و هوا در افغانستان صرفا خطری از آینده نامشخص و «بالقوه» نیست، بلکه تهدیدی قویاً واقعی و حقیقیت  که تأثیرات آن پیشتر توسط میلیون ها کشاورز و دامدار احساس شده است. بدین ترتیب، جنگ در افغانستان ممکن است تمام شده باشد، اما کشاورزان افغان با دشمن جدیدی مواجه هستند یعنی: خشکسالی.

آیا طالبان قادر به مرتفع ساختن خطرات مرتبط با تغییرات اقلیمی هست؟

در زمان حکومت پیشین طالبان، خشکسالی شدیدی در بخش هایی از آسیای مرکزی، ایران، افغانستان و پاکستان رخ داد که به مدت ۴ سال ادامه داشت. اکنون نیز در پی تسلط طالبان، افغانستان با خطرات مختلفی برای امنیت انسانی و امنیت سخت به ویژه در زمینه تغییرات اقلیمی مواجه است. چراکه خطرات و چالش های امنیتی مرتبط با مسائل این حوزه، محرک هایی از درگیری خشونت آمیز را به طور فراینده ای نمایان و تشدید می کند. به عنوان مثال، اثرات خشکسالی های مکرر و شدید بر کاهش منابع آب زیرزمینی و مخازن طبیعی، تهدیدی بزرگ برای تامین آب بسیاری از جوامع است. این اثرات آب و هوایی می تواند وضعیت تنش آبی و ناامنی غذایی را در میان جوامع قومی متضاد تشدید و خشونت بر سر مناقشه منابع طبیعی را تحریک کند. خشکسالی های شدید، خشک شدن رودخانه ها، کمبود آب و پسرفت و تخریب اراضی، توانایی رهبری را برای ارائه خدمات اولیه اجتماعی به مردم تحت فشار قرار می دهد.

علاوه بر این، ظرفیت و عملکرد هریک از دولت های پیشین افغانستان برای مقاومت و تاب آوری در برابر تأثیرات نامطلوب تغییرات اقلیمی تاکنون ناکافی بوده است. حال، سوال این است که طالبان چگونه می ‌توانند به چنین چالش ‌های امنیتی-اقلیمی پاسخ دهند؟ ۱-در گام نخست باید گفت احتمالا ناکارآمدی طالبان از تنش های بین قومی نشات می گیرد. عمده مشکلات امنیت اقلیمی در افغانستان توسط کشاورزان معیشتی و دامداران مواجه است. درگیری در میان کشاورزان و دامداران معیشتی بر سر استفاده از زمین های زراعی برای آبیاری مناسب و دسترسی به مراتع سبز پدید می آید. حال با توجه به اینکه طالبان از نظر قومی تحت تسلط پشتون ها هستند، آنها به احتمال زیاد به عنوان میانجی های جنگ در موضعی بی طرف باقی نمی مانند. بخش زراعت افغانستان ۸۰ درصد جمعیت را در بر می گیرد. از طرف دیگر، تنها ۵ درصد از زمین را می توان برای کشت آبیاری کرد و مراتع به طور فزاینده ای در میان جوامع دامدار و شبانی مورد رقابت و مناقشه قرار می گیرند. ۲- اما مسئله ی بعد معضل کمبود و الگوی تضاد مشابهی در زمینه کمبود آب و نارضایتی های مربوط به آن است که با خود تهدیدات امنیتی مرتبط با آب به اختلافات فرامرزی را گسترش می دهد.

در افغانستان، پنج حوزه رودخانه اصلی وجود دارد -آمودریا، هریرود-مرغاب، هلمند، کابل، و حوضه شمالی- که همگی آب خود را در کشورهای همسایه تخلیه می کنند. تأثیرات تغییرات آب و هوایی و تأثیرات منفی آن بر آب در آسیای مرکزی، به طور قابل توجهی به روابط با کشورهای همسایه آسیب می زند. پاکستان، ایران، ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان برای آبیاری و تولید غذا به تامین آب رودخانه‌ های منشأ گرفت از افغانستان وابسته هستند و برخی اقدامات و تلاش های افغان ها برای ایجاد زیرساخت های آبی با اعتراض و مقاومت فرامرزی مواجه شد. به عنوان مثال، توسعه بند دوستی افغانستان- هند در هرات مورد حمله گروه های خراب کننده صلح قرار گرفت. همچنین روابط طالبان و ایران بر سر آب تنش خواهد شد. همچنین اختلاف سطوح محلی به دلیل کمبود آب می تواند به ظهور مجدد تنش های سنی و شیعه بین طالبان و ایران که ممکن است ثبات منطقه را نیز تهدید کند؛ منجر شود.

 ۳-اما عنصر دیگری که باید در نظر گرفت، کشت خشخاش است که با افزایش تنش های آبی، جایگزین مورد توجهی می شود. چراکه تولید خشخاش به آب کمی نیاز داشته و می تواند در شرایط خشک مقاومت کند. این یک منبع درآمد مهم برای طالبان است، اما تولید مواد غذایی را تضعیف می کند و تخریب زمین را سرعت می بخشد. گرچه ماهیت مقاوم آن در برابر خشکسالی خشخاش را به یک “محصول پرتولید” جذاب تبدیل می کند، اما یک نگرانی مستقیم امنیتی است؛ زیرا سود حاصل از اقتصاد مواد مخدر به عنوان درآمد برای طالبان عمل می کند. در کل باید گفت تغییرات آب و هوایی به شکل قابل توجهی در ایجاد یک چالش امنیتی برای افغانستان و در قالب حمایت از ظهور طالبان نقش داشته است. تاثیرات تغییرات اقلیمی قدرت را برای طالبان در افغانستان تحکیم و به نوعی تقویت کرده است. مشکلات اقتصادی و تهدیدهای معیشتی مردم روستایی افغانستان با تأثیرات تغییرات اقلیمی همراه و برای جذب طالبان کمک کرد. اما طالبان احتمالا به جای پرداختن به مسائلی چون خطرات اقلیمی، خطرات امنیتی را تشدید کرده و در نتیجه آینده امنیت اقلیمی در افغانستان با در نظر گرفتن قدرت سیاسی توسط طالبان تاریک به نظر می رسد.

بنابراین باید گفت افغانستان یکی از آسیب پذیرترین کشورهای جهان به لحاظ اقلیم است و نیازی فوری برای ایجاد ظرفیت های مربوطه جهت کاهش اثرات تغییرات اقلیمی دارد. با این حال، ایجاد زیرساخت ‌های مقاوم در برابر مشکلات منابع طبیعی به واسطه ی چشم ‌انداز بد اقتصادی با مشکل مواجه می‌شود. طالبان قدرت را در هفتمین کشور فقیر جهان به دست گرفتند، جایی که بودجه بین المللی ۷۵ درصد از بودجه سالانه دولت را تشکیل می دهد. از دیگر سو نیز ایالات متحده، اتحادیه اروپا، و صندوق بین المللی پول در میان بسیاری دیگر به طور موقت صدها میلیون دلار کمک را مسدود کرده اند. از آنجایی که طالبان نیز به ذخایر خارجی افغانستان دسترسی ندارند، احتمالا به دیگر بازیگران خارجی مانند چین یا پاکستان متوسل شده و اتکای خود را به کشت خشخاش افزایش می دهند. در مجموع، شرایط شدیدا نامساعد اجتماعی-اقتصادی افغانستان، همراه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، به طور جدی ثبات اقتصادی، امنیت غذایی و ظرفیت منابع طبیعی افغانستان را مختل خواهد کرد (Singh,2021).

آب ابزار سیاست گذاری منطقه ای طالبان

در نهایت، با روی کار آمدن مجدد طالبان در افغانستان نگرانی از مدیریت آب در افغانستان هم در داخل و هم در خارج از کشور دو چندان شده است. به عبارت دیگر،  تشکیل دولت موقت جدید طالبان، نگرانی های بسیاری را در سراسر جهان برانگیخته است. چراکه همیشه این کشور به علت وجود منابع متعدد و کثیر طبیعی مورد توجه بازیگران بین المللی بوده است. در واقع، تاریخ تاسف بار افغانستان که دارای فرهنگ غنی و زیبایی های طبیعی فراوان است بارها از سوی قدرت های منطقه ای و جهانی مورد سو استفاده قرار گرفته است. در این میان مسئله آب و ناامنی فزاینده ناشی از آن هم در داخل افغانستان و هم برای همسایگان نگران کننده است. چراکه هریک از همسایگان افغانستان تا حدی از نظر آبی به این کشور وابسته هستند. در نتیجه این پرسش  خلق می شود که چگونه آب های مشترک و فقدان دیپلماسی آبی، در سیاست قدرت منطقه ای طالبان و روابط آینده نقش دارد؟

افغانستان محصور در خشکی است. به طور سنتی این کشور بارندگی خوبی را در مناطق خاصی تجربه کرده است. اگرچه خشکسالی طولانی اخیر منجر به کمبود شدید آب در داخل کشور و در میان همسایگان شده است. در حالی که تعیین داده های دقیق در مورد دسترسی به آب در افغانستان تا حدودی دشوار است، تخمین ها نشان می دهد که چهار حوضه اصلی رودخانه همراه با حوضه رودخانه شمالی و بسیاری از رودخانه ها و دریاچه آب های کوچکتر دیگر، ۷۵ میلیارد متر مکعب را تامین می کنند. که استفاده فعلی برای جمعیت تقریبا ۴۰ میلیونی احتمالا حدود ۳۵-۳۳ درصد است. در نتیجه، نقش آب افغانستان در معادلات منطقه ای نقش برجسته ای داشته است. چهار حوضه اصلی آبی افغانستان عبارتند از:آمودریا، هلمند، هریرود-مرغاب، و کابل. به نوعی با همسایگان این کشور پیوند دارد. چنانکه آمودریا: یکی از طولانی ترین منابع آبی در آسیای مرکزی است که بخشی از مرز این کشور را با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان را تشکیل می دهد و به دریایچه آرال می ریزد. هلمند: یکی از طولانی ترین رودخانه ها در داخل کشور است که بخشی از مرز با ایران را تشکیل می دهد و برای هردو کشور برای آبیاری بسیار مهم است.هریرود-بالامرغاب نیز منبع آبی قابل توجهی برای افغانستان و همسایگان است.

این مسئله نه تنها به وابستگی متقابل بین افغانستان و منطقه در منابع آبی مشترک و امنیت درازمدت آبی اشاره می کند بلکه نشان می دهد که همکاری در مورد این منابع و منافع برای دولت فعلی یا هر دولت آینده در کابل یک عامل کلیدی ژئوپلتیک خواهد بود. اما در حالی که افغانستان از آب فراوان برخوردار است، دسترسی به آب فراگیر نیست. چنانکه که کمتر از ۳۰ درصد کشور به آب سالم دسترسی دارد و به دلیل چندین دهه سومدیریت و عدم سرمایه گذاری در زیرساخت های آب و خطوط تامین آب این کشور با بحران آب و غذا مواجه است. این امر با خشکسالی های طولانی، سیل، فرسایش خاک و افزایش بیابان زایی، تغییر در الگوهای بارش و سایر اثرات تغییرات آب و هوایی تشدید شده است. هرچند در طی دو دهه اخیر چندین کشور از جمله هند، سازمان های غیردولتی برای بازسازی حوزه آبی آنچه در جنگ ویران شده بود کار می کردند اما کافی نبود(VISHWANATH,2021).

 با این حال، باوجود طالبان در قدرت و نبود دیپلماسی آبی چالش های منطقه و تهدیدهای ناشی از آن به عنوان یک خطر بالقوه وجود دارد. اما به نظر می رسد طالبان از آب به عنوان ابزار مناسبی به نفع اهداف خود به خصوص در منطقه و در ارتباط با همسایگان خود استفاده کند. استفاده از آب در ارتباط با همسایگانی چون ایران و پاکستان که به منابع افغانستان نیازمندند این اجازه را به طالبان خواهد داد تا به نوعی دست برتر در معاملات منطقه ای داشته باشد ازجمله بحث شناسایی و رسمیت یافتن بین المللی.

بهرحال جنگ در افغانستان ممکن است تمام شده باشد اما تهدیدی جدی تر این کشور و زندگی شهروندان را دنبال می کند و آن خشکسالی است. خشکسالی های سال های اخیر در کنار جنگ و عدم مدیریت صحیح منابع آبی منجر شده است که اکنون تهدیدی دیگر متوجه زندگی شهروندان افغانستان به ویژه کشاورزان باشد. این در حالی است که حدود ۷۰ درصد از مردم افغانستان در مناطق روستایی زندگی می کنند و به ویژه در برابر تاثیرات خشکسالی آسیب پذیر هستند. چنانکه راین پاولسن، مدیر دفتر اورژانس و تاب آوری سازمان غذا و کشاورزی گفت: خشکسالی شدید۷٫۳ میلیون نفر را در ۲۵ استان از ۳۴ استان تحت تاثیر قرار داده است. وی هشدار داد اگر کشاورزی بیشتر از این سقوط کند، سوء تغذیه، آوارگی افزایش می دهد و در نهایت، وضعیت انسانی را بدتر خواهد کرد. در نتیجه، عدم مدیریت جدی از سمت طالبان برای مسئله آب می تواند هم بقای کشور را تهدید کند و هم با استفاده سایر گروه های تروریستی رقیب در افغانستان تهدیدی وجود را علیه طالبان ایجاد کند.

منابع

– Singh, Harman, (2021), “Can the Taliban address climate-related risks in Afghanistan?”, https://www.planetarysecurityinitiative.org/news/can-taliban-address-climate-related-risks-afghanistan

– newsecuritybeat, (2021), “Water and (in-)Security in Afghanistan as the Taliban Take Over”, https://www.newsecuritybeat.org/2021/08/water-in-security-afghanistan-taliban/

Parwani,Soraya,(2018), “Is Water Scsrcity a Bigger Threat Than the Taliban in Afghannistan?”, https://thediplomat.com/2018/10/is-water-scarcity-a-bigger-threat-than-the-taliban-in-afghanistan/

VISHWANATH,AMBIKA,(2021), “Afghanistan and the region’s future is tied to Hydro-Diplomacy”, https://www.orfonline.org/expert-speak/afghanistan-and-the-regions-future-is-tied-to-hydro-diplomacy/

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا