سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

ضعف زیرساخت های ارتباطی محرکی در ترویج نابرابری های اجتماعی-اقتصادی

۶ جدی (دی) ۱۴۰۰ – ۲۷/ ۱۲/ ۲۰۲۱

آنچه در میان چالش های متعدد، افغانستان را به درون گردابی از معضلات درهم تنیده و پیچیده فروکشانده، پیوندِ حلقه های مشکلاتی ناشی از شرایط نامساعد و شکنندۀ موجود در مناطق مختلف کشور و ضعف زیرساخت های توسعه پایدار با تبعاتِ زنجیره وارِ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ مرتبط با آنهاست. شرایطی نابرابر و نامناسب به ویژه در بخش زیرساخت های ارتباطی (جاده، تلفن، برق…)، که شکاف های موجود در مناطق مختلف را پرورش داده و برای ارائۀ تسهیلات و خدمات اساسی به مناطق مختلف به مسئله ای چالش آفرین تبدیل گردیده است.

شاید بتوان گفت وضعیت نامناسب جاده ها و بحران درون سیستم حمل و نقل در محورهای مواصلاتی به ویژه در فصل سرما و مواجهه با چالش های طبیعی چون بارش برف، بسته شدن راه ها، یخ زدگی، ترافیک جاده ای، نامناسب بودن راه ها و مواردی از این دست، مانع از تردد کالاها و مردم در مناطق مختلف شهری-روستایی می شود. همچنین باید گفت فقدان زیرساخت های کافی می تواند مانعی جدی برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی باشد.

از دیگر سو، محدودیت ‌های بهره ‌وری در سطح شهرها و روستاها مانند کمبود زیرساخت ‌ها، فعالیت بنگاه ‌ها و خانوارها را کاهش داده و این امر بر بهره ‌وری کل اقتصاد نیز تأثیر می‌ گذارد. همچنین زیرساخت ‌های ضعیف جاده ‌ای مانع از حمل ‌و نقل جاده ‌ایِ سریع و موثر شده و توسعه و تحرک اجتماعی را محدود می ‌کند؛ به ویژه در مناطق روستایی که مکان هایی برای تولید کالاها و خدمات اولیه در سراسر جهان هستند. اما ضعیف و نامساعد بودن شرایط جاده ای در مناطق روستایی باعث کاهش دسترسی به نهاده های کشاورزی و بازار، ارتباطات و فناوری نیز می شود.

گرچه به نظر می رسد موقعیت جغرافیاییِ ناهموار و سختِ افغانستان و فروافتادن این کشور در سال ها جنگ و درگیری، امکان انجام عملیات انکشافی و بازسازی گسترده و ممتد را با مشکلاتی همراه ساخته، و چالش های منحصر به فردی را برای نهادهای بین المللیِ مسئول و دولت های داخلی جهت مرتفع ساختن موانع در بازسازی، تلاش های توسعه، دسترسی ایمن و بهبود زیرساخت های روستایی ارائه می دهد، لیکن در این میان عوامل مهمی چون ضعف و نارکارآمدیِ دولت های مرکزی، تضاد ساختاری و نهادهای غیرمسئول در اجرایی سازیِ یکدست و فراگیرِ فرایندهای توسعه را نیز نباید فراموش کرد.

شاید یکی از موارد اصلیِ مغفول از چشم دولت های سابق در افغانستان، تمرکز بر سرمایه گذاری کافی و اجرایی سازی عملیات انکشافی جهت تقویت زیرساخت های جاده ای به ویژه در مناطق محروم و روستایی بوده است. بدین ترتیب تحت عواملی چون ظرفیت ضعیف و ناچیز مدیریت دولت، توپوگرافی ناهموار کشور، جنگ و درگیری های مکرر، بسیاری از مناطق افغانستان هرگز به خوبی به هم متصل و مرتبط نگشته و یا توانمند نشده اند. این محرومیت ها دستِ روستاییان افغانستان از دستیابی به خدمات عامه را کوتاه، پراکندگی و شکاف اجتماعی را تقویت، و ارتباطات اقتصادی را تضعیف کرده است.

همچنین باید گفت وضعیت نامناسب زیرساخت ‌های افغانستان برای فعالیت‌ های بخش خصوصی نیز مضر است. اکثر نقاط کشور فاقد جاده‌ های با کیفیت مناسب هستند که ارتباط بازار را با مشکل مواجه کرده و قیمت ‌ها را افزایش می دهد که این امر به فقر و نامنی غذایی و گرسنگی دامن می زند. همچنین مشکلات ناشی از زیرساخت‌ های ضعیف، از جمله جاده‌ ها، با ناسازگاری های طالبان و اقدامات ضد دولتی آنها تشدید شده است.

چنانچه به باور برخی ناظران سیاسی، گرچه اولویت ‌های ایجاد صلح بسته به یک کشور و درگیری ‌ها متفاوت است، اما بازسازی زیرساخت جاده ‌ای از موارد مهم در این راستا می باشد. چنانکه اهداکنندگانی که پروژه ‌های انکشافی را برنامه‌ ریزی، تأمین مالی و اجرا می‌ کنند، بر این باورند که بازسازی زیرساخت ‌های جاده‌ ای در کشورهای جنگ ‌زده به طور اساسی و مستقل به ایجاد صلح و بهبودی پس از جنگ کمک می ‌کند.

اما به نظر می رسد صعب العبور بودن برخی مناطق در افغانستان خود زمینه ساز نفوذ و احیای بقایای گروه های افراطی چون طالبان و یا زمینه ساز نزاع های قومی، پایین بودن نرخ سواد، مشارکت اجتماعی سیاسی، فقر و فلاکت، دلسردی جوامع محلی، جدایی از چتر حمایتی دولت مرکزی و مواردی از این دست گردید.

بالعکس ساخت راه های ارتباطی و بازسازی جاده ها موجب تسهیل روابط تجاری و اقتصادی؛ تسهیل دسترسی به مدارس، کلینیک های بهداشت و درمان، دادگاه ها و سایر خدمات؛ افزایش ثمردهی و سود حاصل از کشاورزی؛ اتصال مناطق روستایی به بازار؛ تامین امنیت جوامع روستایی؛ و توسعه در سایر بخش ها می شود. درک این مزایا برای بهبود و توسعه اقتصادی و معیشتی و در نتیجه به دست آوردن قلب و ذهن مردمی که در شرایط ناخوشایند و ناپایدار سیاسی-اجتماعی زندگی می کنند، حائز اهمیت است.

زیرساخت های جاده ای

زیرساخت های جاده ایِ افغانستان از شاهراه های منطقه ای و ملی، راه های ولایتی، روستایی و جاده های شهری تشکیل شده است. شاهراه های منطقه ای: جاده های آسفالته، صاف و همواری هستند که بزرگترین شهرهای افغانستان و کشورهای همسایه آن را به هم متصل می کنند. شاهراه های ملی: جاده های همواری هستند که مراکز ولایت ها را به شاهراه های منطقه ای وصل می کند. راه های ولایتی: نیز جاده های هموار و یا آسفالته ای هستند که مراکز ولسوالی های داخل ولایات را به مرکز استان وصل می کند. راه های روستایی: نیز جاده های شنی کوچک تری هستند که نواحی دورافتاده را به مراکز ولسوالی ها متصل می کنند.

پیشتر وزارت فوائد عامه و وزارت مالیه مسئولیت اصلی زیربنای جاده های افغانستان را برعهده داشتند. در همین راستا می توان گفت از سال ۲۰۰۲، آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده، وزارت دفاع و سایر تمویل کنندگان بین المللی، از جمله بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی، اداره انکشاف بین المللی بریتانیا، و آژانس همکاری بین المللی ژاپن، میلیاردها دلار برای ساختن و ترمیم راه های مواصلاتی و جاده های افغانستان و بازسازی افغانستان هزینه کرده اند. (SIGAR, 2016: 2)

پیامدهای اجتماعی ناشی از ضعف زیرساخت های ارتباطی

افغانستان که به عنوان پلی میان آسیای مرکزی و جنوبی شناخته می شود، زمانی توقفگاهی در جاده تاریخی ابریشم بود. این کشور به دلیل موقعیت منحصر به فرد جفرافیایی محل تلاقی تمدن های مختلف و پیوند دهنده فرهنگ های گوناگون به یکدیگر بود. اما دهه ها جنگ و سایه شوم خشونت و منازعه مسیر پیشرفت این کشور را منحرف ساخت. سال ها جنگ و غفلت دولت ها، جاده ‌ها و پل ‌های محدود افغانستان را تقریبا صعب العبور ساخته است. چنانکه تداوم آتش منازعه و جنگ مانع از توسعه و پیشرفت کشور و نابودی بخش بزرگی از زیرساخت های افغانستان از جمله در بخش جاده ها گردیده است.

جنگ و صرف مقادیر فراوانی از بودجه کشور در میان زد و بندهای بی پایان سیاسی در بُعد امنیتی به مغفول ماندن سایر بخش های جامعه از جمله توجه بر توسعه جاده ها در افغانستان منجر شد. هرچند طی دهه اخیر با حضور پررنگ جامعه جهانی و سرازیر شدن سیل عظیمی از کمک های مالی به افغانستان توسعه جاده ها در دستور کار قرار گرفت اما شوربختانه سایه جنگ و فسادی ریشه دار، اجرایی سازی موثر پروژه های توسعه و بازسازی را با چالش مواجه ساخت. چنانکه آتش انتحار و انفجار از سمت های گروه های مخالف دولت منجر به ویرانی همان اندک بازسازی می شد.

در این میان، عدم توسعه زیرساخت های ارتباطی مانند جاده ها علاوه بر اینکه حمل و نقل را هم در داخل و هم در جهت جذب سرمایه گذاری از خارج دچار مشکل کرده بود، پیامدهای جبران ناپذیری بر پیکره جامعه افغانستان وارد کرد. چنانکه نبود جاده های مناسب امکان خدمات رسانی را دشوار تر کرده است. به طور مثال اکنون که افغانستان سخت درگیر بحران اقتصادی و انسانی است و فقر هر روز شهروندان بیشتری از این کشور را درگیر خود می کند، طبق تخمین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد، برای تامین غذای ۲۲/۸ میلیون افغانی که در معرض گرسنگی هستند، ۲۲۰ میلیون دلار در ماه نیاز است که این افراد فورا نیازمند دسترسی به این کمک ها می باشند، اما زمستان سخت در افغانستان و مسیرهای ناهموار اجازه دسترسی به مناطق دورافتاده را نمی دهد. همین معضل طی دو دهه منجر به فقیر ماندن و عدم بهبود وضعیت اقتصادی این مردمان شده است. به طوری که نمود آن را می توان در صدرنشین بودن افغانستان به عنوان یکی از فقیرترین کشورهای جهان دید.

از طرف دیگر، نبود مسیرهای مواصلاتی مناسب و بعضا دشوار ارائه خدمات پزشکی و بهداشتی و درمانی را نیز برای مردمان مناطق دور از مراکز درمانی با چالش های جدی مواجه ساخته است. از طرف دیگر، علاوه بر فقدان خدمات بهداشتی، زیرساخت های آموزشی نیز در این مناطق در وضعیت نامطلوبی به سر می برند. نبود و یا کمبود مدارس و معلمان در کنار عدم دسترسی به خدمات آموزشی مناسب مشکلات مردمان این مناطق را دو چندان کرده است. با این وجود طبیعتا بزرگترین پیامد این شرایط پایین ماندن نرخ سواد و مشارکت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی خواهد بود.

اما نبود راه های مواصلاتی مناسب در افغانستان تنها در این مسائل خلاصه نمی شود. عدم دسترسی مناطق مختلف به یکدیگر در میزان آشنایی و تعاملات بین فرهنگی میان اقوام مختلف در جامعه ای که به دلیل فضای به شدت تنش آلود قومی نیازی مبرم به گفتگو و شناخت از یکدیگر دارند، باعث آشنایی کمتر ساکنان این مناطق با مناطق دیگر گردیده که خود تشدید اختلافات قومی به دلیل عدم تساهل و مدارا را رقم خواهد زد.

در نتیجه ی این شرایط، فضا برای تحرک و فعالیت گروه های مخالف دولت بیشتر فراهم می شود. مسئله ای که تهدیدی وجودی را برای دولت رقم خواهد زد. چنانکه ثمرۀ این دست ناکارآمدی و ضعف در زیرساخت های کشور را در تحولات جاری و قدرت یابی مجدد طالبان شاهد بودیم. همچنین نبود و یا ضعف در زیرساخت های ارتباطی افغانستان در میزان مشارکت سیاسی مردم برای ورود به مسائلی مانند انتخابات نیز اثرگذار بوده است.

توجه بر مناطق محروم و توسعه پایدار روستایی

در ابتدای امر باید گفت عموما یکی از جوامعِ مورد هدف در عدم توجه به توسعه یافتگیِ متوازن، روستاها هستند. در این میان، ضعف زیرساخت های جاده ای و به طور کلی کمبود سرمایه گذاری در برنامه های توسعه پایدار برای این مناطق به ویژه در کشورهای در حال توسعه به پیامدهایی از قبیل فقر گسترده، بیکاری، بی سوادی، عدم امنیت غذایی، عدم دسترسی به خدمات بهداشتی-آموزشی، ناامنی، مهاجرت، پایین بودن مشارکت این جوامع، تنش و نارضایتی و مورادی از این دست منجر می شود.

اهداکنندگان بین‌ المللی بر این باورند که بازسازی جاده ها به جلب نظر و اعتماد جمعیت ‌های محلی-روستایی کمک کرده و به صلح منجر می ‌شود. جدا از سرمایه گذاری و صرف هزینه های امنیتی، ساخت و ساز جاده بیشترین کمک را جذب کرده و بزرگترین بخش در بهبود و توسعه اقتصادی افغانستان بوده است. ایالات متحده و ژاپن اکثر پروژه‌ های جاده ‌ای را با هزینه چند میلیارد دلاری و درجهت کمک به رشد اقتصاد، بهبود امنیت و ادغام بخش ‌های دورافتاده در این کشور انجام داده ‌اند.

برای کشوری چون افغانستان، ساخت و بازسازی جاده ای به منظور افزایش معیشت روستایی، کاهش فقر و آسیب پذیری در مناطق روستایی امری کلیدیست. راه های روستایی دسترسی به بازار و فرصت ها را به گونه ای بهتر برای خانوارهای روستایی بهبود می بخشد. همچنین زمینه ساز تامین امنیت ملی و رفاه بیشتر برای جوامع محلی و دورافتاده می باشد.

به طور کلی می توان گفت ضعف و یا فقدان زیرساخت های جاده ای قوی در افغانستان دارای دو دسته چالش امنیتی و اجتماعی است که هر دو به عدم توسعه یافتگی سیاسی اقتصادی بخشی از جامعه (روستاها)، عدم توازن در دسترسی سراسری به خدمات اساسی، و تبعاتِ متعاقب آن از جمله به جاشیه رانده شدن، انزوا و محرومیت فرهنگی و تخریب پروسۀ صلح و ثبات منجر می شود.

اما از دیگر سو به طور کلی تصور می شود که بازسازی جاده موارد زیر را بهبود بخشد:
• دسترسی به مدارس، کلینیک های بهداشتی، دادگاه ها، و سایر دولتی و خدمات اجتماعی.
• پیوندهای تجاری و اقتصادی در داخل افغانستان
• اتصال مناطق داخلی به مراودات تجاری با بازار.
• تجارت با سایر کشورهای آسیای مرکزی.
• دسترسی به بازار برای جوامع کشاورزی.
• صلح، امنیت در سطح محلی و ثبات/ امنیت ملی
• تسریع زمان پاسخگویی سازمان های نظامی به نگرانی های امنیتی.
• ادغام ملی گروه های قومی، طوایف و مذاهب.
• تماس ها و اتصالات اداری، تجاری و اقتصادی بین ستادهای ولسوالی ها و مراکز ولایات.
• ایجاد مشاغل/ تشویق بخش خصوصی برای سرمایه گذاری
• ظرفیت و کارایی تمام بخش ها. (Unruh and Shalaby, 2018: 375-376)

به هررویِ اگرچه بازسازی جاده ای همواره امری مثبت و امیدوار کننده به نظر می رسد، اما در مقابل نیز برخی از تحلیلگران در مورد تأثیر آن بر معیشت، امنیت و جامعه در افغانستان ابراز نگرانی کرده اند. چنانچه برخی از این دست ناقدان در مورد هزینه بازسازی و افزایش ناامنی و کسب منافع برای جنگ سالاران و دیگر نخبه سالاران با موقعیت ممتاز که نتیجه ای از این فرایند هستند، اظهار نظر می کند.

در همین رابطه مات مک دونالد (Mott MacDonald) دریافت که «در بیشتر مواقع محرک ‌های درگیری می ‌توانند به قدرت و/یا منابع مرتبط باشند و در حالی که مرحله بازسازی فرصت‌ هایی را برای کاهش تنش ‌های زیربنایی فراهم می ‌کند، همچنین ممکن است به طور ناخواسته آنها را تشدید کند». به هرحال نگرانی گسترده‌تر در بازسازی جاده‌ ای پس از جنگ، مسئلۀ قطع ارتباط بین کمک‌کنندگان بین‌ المللی (کسانی که مزیت ‌های اقتصادی و اجتماعی پروژه ‌ها را می ‌بینند)، و ساکنان محلیست (کسانی که متاثر از تغییر الگوهای اجتماعی-سیاسی هستند). (Unruh and Shalaby, 2018: 378)

جمع بندی

در نهایت به نظر می رسد شرایط جغرافیایی و فقدان زیرساخت ‌های حمل و نقل و ارتباطات همچنان یک چالش پایدار در افغانستان است، زیرا دسترسی به جاده‌ ها به دلیل درگیری، شرایط نامناسب جاده ‌ها و خطرات طبیعی، از جمله سیل‌ های فصلی و بارش برف سنگین، مانع مهمی شده است. افغانستان اولویت های انکشافی زیادی دارد، اما نیاز و ضروریات برای توسعه پایدار زیرساخت ها بسیار مهم است.

به هر حال عموما مفروضات اصلی مبتنی بر این باور است که زیرساخت ‌های ارتباطی/جاده ‌ای برای تمام یا اکثر جامعه به طور مساوی سودده و دارای منفعت خواهد بود و توسعه اقتصادی و دسترسی به خدمات نیز نتیجه خواهد داد، اما جوامعی که در نزاع، نا به سامانی و از هم گسستگی هستند، یا از این دست شرایط بیرون می آیند، به شدت از هم گسیخته، بی قانون، مستاصل و مبتنی بر نارضایتی هستند. در حالی که تحت شرایطی امن از میحطی باثبات، حاکمیت قانون، تحقق عادلانه ‌تر منافع حاصل از ساخت و ساز و بازسازی تسهیل می‌ شود. اما در یک کشور پیوند خورده با جنگ، مانند افغانستان، غالبا نهادهای کارآمدی وجود ندارشته، یا در صورت موجودیت ضعیف و به شدت فاسد هستند.

در عوض، شورشیان با ارائه خدمات اجتماعی از دست رفته ناشی از غیبت یا ناکارآمدی دولت سود می برند. تا جایی که این روند از صلح و ثبات کاسته و به طالبان اجازه داد تا راحت تر قدرت نمایی کنند. این شورشیان حتی گاها دست به تخریب پروژه های توسعه و بازسازی زده و امدادگران و مؤسسات دولتی را هدف قرار می دادند. بدین ترتیب می توان از اهمیت زیرساخت های ارتباطی به عنوان پاشنه آشیل کشور در تضعیف نقش دولت مرکزی و مواجهه با تهدیدهای احتمالی چون گروه های افراطی نام برد.

چنانچه در همین راستا و طبق گزارش بازرس ویژه برای بازسازی افغانستان (سیگار) در یک ممیزی سال ۲۰۱۶، اشاره شده است که «زیرساخت های جاده ای افغانستان نقش مهمی در انکشاف و حکومت داری کشور ایفا می کند، و اگر شاهراه کابل به قندهار صعب العبور شود، حکومت مرکزی سقوط می کند. همچنین تداوم خرابی زیرساخت های جاده ای می تواند دسترسی دولت افغانستان را در سراسر کشور تضعیف، تجارت را مهار کند و آزادی رفت و آمد افغان ها را محدود کند». همچنین این گزارش افزود: چالش بزرگتر این است که «ظرفیت ناچیزو ناکارآمد دولت، فساد، مسائل مالی و ناامنی توانایی [وزارت فواید عامه] را برای حفظ زیرساخت های جاده ای افغانستان محدود می کند».

در نهایت باید گفت با عدم توزیع عادلانه خدمات عامه در بخش های مختلف به جهت نبود راه های مواصلاتی مناسب، کشور همچنان با فقر، بی سوادی، مشکلات درمانی مواجه است که با سقوط دولت سابق و حضور گروهی افراطی که افغانستان را در آستانه یک بحران بزرگ انسانی و اقتصادی قرار داده اند، چالش های اجتماعی در این کشور عمیق تر، گسترده تر و پیچیده تر نیز خواهد شد. این در حالی است که افغانستان علاوه بر چالش های مذکور با خروج، ترک و یا کنار گذاشته شدنِ نیروهای انسانی متخصص و ماهر خود نیز مواجه است.

منابع:

– SIGAR, (2016), “Afghanistan’s Road Infrastructure: Sustainment Challenges and Lack of Repairs Put U.S. Investment at Risk”, SIGAR 17-11 Audit Report, t SIGAR Public Affairs at (703)
– Unruh, Jon and Shalaby, Mourad, (2018), “Road infrastructure reconstruction as a peacebuilding priority in Afghanistan: Negative implications for land rights”, PCNRM_vol.5

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا